به نام خدا

فاتوت

¯ چه جایی برای گفتن می ماند؟

دوشنبه 8 تیر 1388

سكوت و دیگر هیچ ...

نوشته شده در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 12:35 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ اندكی انبساط خاطر!

سه شنبه 26 خرداد 1388

بعد دو هفته با دانشگاه تماس گرفتم تا از روند تصویب پروپوزال در پله های بعدی اطلاع حاصل كنم كه ملتفت شدم باید خودم در دانشگاه حضور پیدا كنم و مجوز تكثیر 9 نسخه از پروپوزال را گرفته و به همراه فرم تایید تكراری نبودن موضوع مورد بررسی از سازمان اسنا د ومقالات (ایران داك) مراتب را به سازمان پژوهش دانشگاه تقدیم كنم و این درحالی بود كه در آخرین گفتگو نظر بر عدم ایراد در پروپوزال قرار شد همان نسخه های قبلی ارسال شود كه گویا ....!!!

مثلا قرار بود من دیگر تماس نگیرم و منتظر نظر شورای پژوهشی باشم و شاید اگر دیروز به سرم نمی زد كه تماسی برقرار كنم و حالی جویا شوم معلوم نبود تا چند روز و ماه و هفته و ترم و... دیگر باید همچنان در این كوچه و پس كوچه های شیرین تصویب پروپوزال پرسه می زدم!!!

در این حال و اوضاع مملكتی !!! تقریبا یك هفته ای است كه اضطراب و نگرانی لحظه ای رهایم نمی كند و لپ تاب به دست از اتاقی به اتاق دیگر حوادث را پیگیر می شوم و با سایت های بسته یكی پس از دیگری سر و سری دارم بس طولانی!

شاید باورتان نشود كه یكی از موثق ترین منابع پیگیری اطلاعات و حوادث كه معمولا كمتر هم فیلتر می شوند و یا بهتر بگویم تا بخواهند فیلتر شوند وظیفه اطلاع رسانی خود را به صورت تمام و كمال به انجام رسانده اند وبلاگ ها هستند.

امروز در این هیاهو و خبرهای خوش و ناخوش و تصاویر دلخراش خواندن یادداشت های مرشد زاده چقدر زیبا به دلم نشست.

قلم چی بازنده انتخابات....

از دستتان رفت. آقای قلم چی! من از شما تعجب می کنم چطور گذاشتید این یکی از دستتان برود؟

شما به راحتی می توانستید کلاس های آمادگی آزمون دهم را برگزار کنید، برایش کتاب تست طراحی کنید ، کنکور آزمایشی بگیرید ولی از این فرصت طلایی استفاده نکردید. به فکر آزمون یازدهم باشید. از همین الآن به فکر آزمون یازدهم باشید. .....

نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد 1388 و ساعت 09:22 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ خوان اول!

چهارشنبه 13 خرداد 1388

حدود ساعت 9 شب بود كه یك پیامك از منشی گروه دكتری مدیریت آموزشی با این مضمون به دستم رسید:

" پروپوزال شما در گروه پذیرفته شد، تبریك"

بدون معطلی با خانم دكتر ( منشی گروه) تماس گرفتم و جویای جزییات حادثه!!! شدم.

قضیه از این قرار بود كه بین دو كلاس فرصتی پیش آمده بود كه همه ی اساتید جمع بودند و به بررسی سه پروپوزال پرداخته بودند  و از قضا پروپوزال من هم یكی از آن سه پروپوزالی بود كه قرعه به نامش افتاده بود.

قاعدتا می بایست خیلی خوشحال می شدم ،اما نشدم!!!!

(یكی از اساتید به اعتبار تایید اساتید دیگر پروپوزالم را تایید كرده بود و این اصلا برایم خوشایند نبود.چون می دانستم جای دیگری یك ضد حال( به زبان امروزی) در انتظارم است.)

امروز باید با گروه تماس می گرفتم تا برای تكثیر پروپوزالها و تحویل به شورای دانشكده حاضر می شدم.اما متاسفانه همه اساتید كار را امضاء نكرده بودند و قضیه به هفته بعد موكول شد.ضمن اینكه گفتند چون پروپوزالم نیازی به تغییر و اصلاح نداشته لزومی به حضورم نیست و خودشان همان پروپوزالهای تكثیر شده قبلی را به شورای دانشكده تحویل می دهند.(خدا خیرشان دهد)

بعد هم یاداور شدند لازم نیست خیلی عجله كنم چون تا پایان شهریور این مراسم اداری تایید نهایی طول خواهد كشید و من هم زودتر از شهریور سال آینده اجازه دفاع نخواهم داشت.

و البته من هم خدمتشان یاداور شدم كه هیچ عجله ای ندارم و اگر تا پایان شهریور دو سال آینده هم اجازه بفرمایند در خدمتشان هستم .هیچ ارگان و سازمان و نهاد و موسسه و...غیره ای نیست كه در انتظار فارغ التحصیل شدن اینجانب باشد و البته بنده هم ترجیح می دهم تا جایی كه امكان دارد دانشجو بمانم تا حداقل بتوانم از این لغت شریف تحت عنوان یك شغل آبرومند نام ببرم.

شما قضاوت كنید :

دانشجو بودن بهتر است یا بیكار بودن !!!

 

نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد 1388 و ساعت 01:00 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ به خاطر یك فنجان قهوه !

دوشنبه 11 خرداد 1388

اوضاع و احوال جالبی است !

این روزها كه ثانیه به ثانیه اش را در انتظار به سر می برم (انتظار نتیجه شورای بررسی پروپوزال) و ظاهرا حال و حوصله هیچ كاری را ندارم ، حتی تصور نوشیدن یك فنجان قهوه داغ چنان مرا به وجد می آورد كه حاضرم تا صبح بنشینم و  مثلا سودوكو حل كنم!!!

چقدر خوب است بعضی وقتها آنقدر كوچك می شوم كه یك آبنبات قیچی ! هم می توانم آرامم كند!

نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد 1388 و ساعت 08:20 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ تلاش و تكاپو برای افزایش نمره !

شنبه 9 خرداد 1388

دو جلسه آخر كلاس رو تصمیم گرفتم یك پروژه برای بچه ها تعریف كنم و برای جذب و ترغیب بچه  ها  جهت انجام كار یك نمره برای پایان ترم آن دسته از بچه هایی كه موفق به اتمام پروژه شدند تخصیص بدهم و ...از قضا این مطلب شور و هیجانی به دنبال داشت بس دیدنی!

دلم برای كلاس تنگ می شود.برای بچه ها و شیطنت هایشان و...

این ترم یك دانشجوی بسیار خلاق و فعال داشتم . تقریبا هر مطلبی را كه درس می دادم جلسه بعد چند پله جلوتر رفته بود و مدام دنبال یادگیری بود.خودم هم دوست داشتم بیشتر به او یاد بدهم و از هر چه می دانم برایش توضیح دهم.معمولا نیم ساعت آخر كلاس را با او و آموزش های اضافه می گذراندم.

یك دانشجوی بسیار شیطون و پر سر و صدا هم داشتم.تقریبا اداره كلاس با حضور او برایم بسیار مشكل بود .به خصوص اینكه كلاس به صورت رسمی برگزار نمی شد و سعی می كردم برنامه را به صورت پرو‍ژه ای پیش ببرم.با اینكه بعضی وقتها واقعا از دست او خسته می شدم اما فكر می كنم دلم برای او خیلی تنگ بشود!

یكی دیگر از دانشجویانم خیلی بامزه بود.با دیدن هر پدیده ی شگفت آوری در برنامه ها و آموزش های كلاسی با صدای بلند و یك لهجه ی خاصی می گفت : ای ول !

این ترم با كلاس و دانشجویانم زندگی فوق العاده ای داشتم.زود گذشت، خیلی زود...

نوشته شده در شنبه 9 خرداد 1388 و ساعت 12:42 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ حب علی و بغض معاویه ؟!

سه شنبه 5 خرداد 1388

 چرا بعضی وقتها نمی تونم باور كنم كه یك شخصیت دانشگاهی از روی خیر خواهی و دلسوزی پیشنهاد پیگیری كاری را می كند و باز هم از روی خیر خواهی منتظر نتیجه پیگیری می شود ؟!

به قول نویسنده وبلاگ ..... بگذریم  :

 بعضی وقتها نیمه پر لیوان را  هم با چشم غیر مسلح نمی توان دید !

نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد 1388 و ساعت 01:35 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ در انتهای ترم

دوشنبه 14 اردیبهشت 1388

تقریبا دو سوم  كلاسها را پشت سر گذاشته ایم و این درحالی است كه دانشجویان فعال و پویای من هر كدام یك سی دی آموزشی و تعاملی با كمك نرم افزار پاور پوینت ساخته اند  و با كمك فوتوشاپ برای سی دی خود لی بل طراحی كرده اند.

با فتو شاپ به صورت پروژه طراحی لی بل سی دی وارد كار شدم و خیلی هم موفق بود.تعدادی با علاقه فراوان با وجود گذشت سه جلسه از اتمام كار طراحی لی بل هنوز هم مشغول آشنایی با بخش های دیگر نرم افزار هستند و برخی هم برای دوستان دیگرشان لی بل می زنند

movie maker  و نكات مهم تایپ با نرم افزار ورد را هم به آنها گفتم. برای بخش كتبی هم كتاب رفع اشكال كلید آقای مظلومی را در كلاس بحث كردیم و البته كتاب ارزشیابی چند رسانه ای ها در كلاس درس دكتر عطاران را هم در چند جلسه پایانی بحث خواهیم كرد.

در مجموع دوره ی بسیار پویا و جذابی بود و فكر می كنم خیلی چیزها ی كاربردی یاد گرفتیم. خدا را شكر...

دیروز به مناسبت هفته معلم سری به دانشگاه علوم و تحقیقات زدم .اساتید مشاور را دیدم و گپی كوتاه زدیم.جلسه تایید پروپوزال 4 خرداد تشكیل می شود و من باید 5 خرداد با دانشگاه تماس بگیرم تا نتیجه را جویا شوم.هر چند هر دو استاد مشاور نظر مثبتی نسبت به كار داشتند و معتقد بودند كار ایرادی ندارد و تایید می شود.

به هر حال منتظرم ...

نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 و ساعت 09:11 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم...

جمعه 28 فروردین 1388

سال جدید خیلی آرام تر و صبور تر از گذشته شده ام !

دیگر از اینکه سه ساعت و نیم وقت بگذارم تا سر قرار تنظیم شده قبلی خدمت استادی برسم اما موفق به دیدارش نشوم ، خلقم تنگ نمی شود !

از اینکه ترم دوم شروع پایان نامه هم کم کم رو به اتمام می رود و هنوز جلسه ای مبنی بر تصویب پروپوزال تشکیل نشده ، کلافه و عصبی نمی شوم !

از اینکه فایلهای ترجمه شده ای را که دو ماه برای تنظیمشان زحمت کشیده بودم ،گم کردم ،به زمین و زمان حرفی نمی زنم !

از اینکه رشته تحریر از دستم در رفته و جرقه های پژوهشی ،مشتعل نشده به خاموشی گراییده اند دلم نمی سوزد !

از اینکه  به طور قانونی تنها یکسال دیگر فرصت اتمام کارم را دارم و هنوز در نقطه آغاز ایستاده ام دلم شور نمی زند !

از اینکه در این یکسال باید حداقل برای یک مقاله برآمده از پایان نامه در مجلات معتبر خارجی پذیرش بگیرم ، نگران نیستم !

از اینکه و...

حالا این سکوت و صبوری ها ! نوعی آرامش قبل از طوفان است یا نمودار شدن بارقه هایی از عقل !!!

تنها خدا عالم است...

نوشته شده در جمعه 28 فروردین 1388 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ نرم نرمك می رسد اینك بهار ، خوش به حال روزگار ....

پنجشنبه 29 اسفند 1387

آخرین شنبه سال هم دانشگاه رفتیم. كلاسها تشكیل نشد .نمی توتنستیم دانشگاه را ترك كنیم .تقریبا سه ساعت حضور در جمع اساتید دیگه و بحث و گفتگو با آنها در مورد شومن های روانشناس !  البته خالی از لطف نبود...

نمی دانم چرا وقتی تصمیم می گیرم به پروژه پایان نامه در سال جدید فكر كنم نوعی اضطراب و دلهره وجودم را فرا می گیرد؟! با اینكه اوضاع خیلی بهتر از آنچه فكر می كردم در حال پیشرفت است اما نمی توانم با آرامش به آنچه می خواهم در سال جدید انجام دهم فكر كنم.

به هر حال اینكه با تمام وجود پذیرفته ام كه باید صبر داشته باشم و تلاش ممتد ، فكر می كنم قدم بزرگی است.

تعطیلات فرصت خوبی است تا خودم را برای دفاع در جلسه پروپوزال شورای دانشكده آماده كنم و البته می بایست تصمیمات مهمی در مورد نحوه پیشرفت و اختصاص زمان به كار را نیز در سال جدید مشخص كنم.

انشالله بعد از تصویب قطعی پروپوزال ، موضوع پروژه و زمانبندی انجام كار را در وبلاگم قرار می دهم.

پ .ن : این یادداشت های وبلاگی خیلی وقتها زمانی كه اصلا فكر نمی كنی یادداشتهای مهمی در آن به ثبت رسانده ای به داد آدم می رسند ! هفته گذشته كه داشتم آخرین تغییرات را در پروپوزال ثبت می كردم در قسمت تاریخ شروع كار ، هیچ تاریخ و زمان دقیقی به خاطرم نمی رسید.آرشیو وبلاگ فاتوت 7 شهریور 86 را به یادم آورد كه اولین جلسه رسمی را با مشاور داشتم و موضوعاتی كه در آن جلسه با هم گفتگو كردیم، در آن ثبت كرده بودم.اگر خاطرات آن روزها را ثبت نكرده بودم امكان نداشت بتوانم زمان درستی تخمین بزنم.چون هرگزفكر نمی كردم یكسال و نیم باشد كه مشغول پروپوزال نویسی باشم!!!

نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند 1387 و ساعت 09:19 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ با هم كنار بیایید ؟!

پنجشنبه 15 اسفند 1387

سه شنبه این هفته اولین جلسه كلاس دیگری بود كه این ترم با دانشجویان داشتم.این كلاس هم مقدمات كامپیوتر بود اما از نوع 40 دقیقه در كلاس ، بقیه ساعت در سایت ؟! دلیلش تداخل دو كلاس كامپیوتر بود كه ظاهرا با وجود تلاش مدیر گروه اما این مشكل مرتفع نشده بود.

نتایج گفتگوی من هم با آموزش نتیجه ای در بر نداشت جز اینكه : بهتر است اساتید با هم توافق كنند و كنار بیایند !؟

40 دقیقه ی اول در مورد برنامه كار با بچه ها صحبت كردم.برنامه ی ترم را هم به آنها دادم و بعد هم برای رفع مشكل هم اندیشی كردیم.نتیجه راهم به گروه اعلام كردیم اما خیلی امیدوار به رفع مشكل نیستم.

تعداد دانشجویان كلاس نسبتا متناسب با سیستمهای موجود در سایت است و از این نظر هم بچه ها و هم من خیلی راحت می توانیم مطالب را مرور كنیم.

 

نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند 1387 و ساعت 10:30 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ استقامت نرم !

سه شنبه 13 اسفند 1387

چند روز  پیش به مناسبتی امكان شركت در یك جلسه اخلاقی برایم فراهم شد. در این جلسه بحث اصول رسیدن به موفقیت از دیدگاه اسلام و روایات مورد بررسی قرار گرفت.

سخنران جلسه نكات ظریفی را متذكر می شد و برایم بسیار جالب بود.از جمله مباحثی كه مطرح شد صبر و استقامت در برابر سختی و مشكلات بود.

ایشان متذكر شدند كه بحث استقامت در مقابل سختی ها در آیات و روایات دین اسلام با تعبیر سنبله یا همان خوشه مورد استفاده قرار گرفته است.یعنی انسان باید در مقابل سختی ها همانند خوشه گندم كه در برابر باد و طوفان خم  می شود و روی زمین می خوابد و وقتی هوا آرام شد دوباره بر می خیزد و قد راست می كند، باشد.

انسانها در مقابل سختی ها و مشكلات قرار می گیرند برای اینكه قابلیت های وجودی خود را رشد دهند.در مقابل سختی باید مقاوم بود اما نه یك مقامت سخت و محكمی كه به شكنندگی منجر شود بلكه باید انعطاف داشت و نرم بود مثل خوشه گندم كه در مقابل طوفان به هر سمت و سویی كشیده می شود اما دوباره قد راست می كند.

تعبیر ایشان از این نوع صبر و استقامت خوشه ای ، استقامت نرم بود...

در ادامه بحث هم چند نكته كلیدی دیگر در دست یابی به موفقیت بر شمرند از جمله : تلاش و كوشش برای رسیدن به موفقیت،توجه به وجود فاصله زمانی بین تلاش تا دست یابی به موفقیت،تاخیر لذت ها ،دور اندیشی و فرصت شناسی.اما این تعبیر استقامت نرم جور دیگری به دلم نشست.

چقدر خوب است آدم در این غوغا و تكاپو های زندگی فرصت حضور در چنین جلساتی را پیدا كند.آرامشی كه پس از چنین جلساتی به آدم دست می دهد نتیجه یاداوری هدف از زندگی است كه خیلی وقتها انگار در این شلوغی ها گم می شود ؟؟!

نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند 1387 و ساعت 07:50 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ جلسه اول

شنبه 3 اسفند 1387

اولین جلسه ترم در سایت تشكیل شد.سایت شانزده كامپیوتر دارد كه البته دوازده كامپیوتر كار می كند و دو تای آنها هم حداكثر ده دقیقه ای یكبار هنگ می كند؟!

اگر به دانشجویان كلاس اضافه نشود وضعیت بسیار خوب و مطلوبی خواهد بود و امیدوارم بتوانم بیشترین مطالبی را كه در این دوره برای آموزش آنها مدنظر گرفته ام ، تدریس كنم.

اغلب دانشجویان این دو كلاس را می شناسم.ترم قبل با آنها كلاس داشتم.فكر كنم كلاس روز سه شنبه هم به همین ترتیب باشد.دانشجویان علاقمند و پر تلاش...

طرح درس این ترم از این قرار است :

 

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 3 اسفند 1387 و ساعت 02:59 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در شنبه 3 اسفند 1387 و ساعت 03:12 ب.ظ



¯ آغاز ترم جدید

سه شنبه 29 بهمن 1387

قرار بود از شنبه ی همین هفته کلاسها شروع شوند.اما به دلیل تشکیل جلسه کنکور در دانشگاه ، این اتفاق نیفتاد و برنامه شروع ترم به هفته آینده موکول شد.

این ترم سه کلاس کامپیوتر دارم .هر سه کلاس در سایت دایر می شوند و علیرغم اینکه دو واحدی هستند اما به جهت عملی بودن کلاس ، هر جلسه سه ساعت به طول خواهد انجامید.

خیلی دوست داشتم قبل از شروع ترم بازدیدی از سایت و امکانات آن داشته باشم که متاسفانه میسر نشد.امیدوارم سایت سر پا باشد و موانع آن محدود !

بعد از تشکیل اولین جلسه برنامه زمانبندی فعالیتهای ترم را مشخص و در وبلاگ قرار خواهم داد.

با دانشگاه پیام نور هم هیچ قرار دادی نبستم.البته من از ترم گذشته هم بعد از حضور در چند کلاس و گفتگو با دانشجویان و آموزش به این تیجه رسیده بودم که همکاری با آنها برای من مطلوب نیست و ترم گذشته هم نیمه کار مجبور به ترک کلاس شدم.( البته کلاس دانشجویی نداشت؟!)

ابتدای این ترم  هم چند بار تماس گرفتند اما من تمایل چندانی نداشتم و در نتیجه هیچ کلاسی از این دانشگاه نگرفتم.

کار با دانشجویان دانشگاه آزاد آنقدر برایم لذت بخش است که به سادگی بتوانم از مزایای هیات علمی شدن ! در دانشگاه پیام نور بگذرم!

اوضاع کار پایان نامه بد نیست و به آرامی در مسیر خود لاک پشت وار ! در حرکت است!!! و البته من هم هیچ شکایتی ندارم.(داشته باشم هم فرقی نمی کند؟!!!)

نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن 1387 و ساعت 10:58 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ پایان ترم تحصیلی (نیمسال اول)

دوشنبه 7 بهمن 1387

انگار تا وقتی نمره ها رو به دانشگاه اعلام نكرده باشی ، ترم تحصیلی به صورت رسمی تموم نمی شه ؟! هان ؟

این اتفاق ( شروع تعطیلات بین دو ترم!) دیروز برای من رخ داد . درست ساعت ده و نیم صبح !

از وضعیت نمره ها و كار بچه ها تقریبا  راضی بودم. به خصوص درس طراحی نظامهای آموزشی.با اینكه درس تخصصی بود بچه ها خیلی خوب كار كرده بودند و نمره نهاییشون كه مجموع پروژه و فعالیت های كلاسی و امتحان میان ترم و پایان ترم بود ، رضایت بخش بود.

( وقتی دانشجویان نمره خوب می گیرند ، فكر كنم بیشتر از خودشون من خوشحال می شم.خستگی ترم از تن آدم بیرون می ره!)

البته یك اتفاق ناخوشایند هم افتاد و اون هم تاخیر یكی از بهترین دانشجویان درس طراحی نظامهای آموزشی و محروم شدنش از امتحان بود ! هیچ كاری نتونستم براش انجام بدم ! با اینكه ترم آخر بود اما یك ترم دیگر هم بخاطر همین دو واحد باید مهمان دانشگاه یا به عبارت درست تر مهمان جیب محترم باشه!

خاطرات خوب و خوش زیادی در طول این ترم با دانشجویانم داشتم و نیروی زیادی از حضور در جمعشون می گرفتم.

اما ترم آینده مقدمات كامپیوتر رو برای من در نظر گرفتند.سه تا كلاس در دو روز.درست مثل ترم گذشته.چند بار به آموزش مراجعه كردم تا در مورد وضعیت سایت كامپیوتری و ... سوالاتی ازشون بپرسم ، اما كسی حضور نداشت.حسابی درگیر برگزاری امتحانات بودند.

احتمالا طی جلسلت اول و دوم وضعیت دانشجویان و سایت مشخص تر بشه  و من بتونم برنامه كاری ترم رو دقیق تر اعلام كنم.

نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن 1387 و ساعت 02:56 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ آموزش مجازی در آموزش عالی

شنبه 28 دی 1387

چهارشنبه تا بعد از ظهر مشغول پیگیری آموزشهای مجازی دانشگاهی بودم. برای نمونه هدفمندی كه باید انتخاب كنم ، دانستن چند نكته الزامی بود. طبق اعلام مسول گسترش آموزش عالی در وزارت علوم مجموعا یازده دانشگاه دولتی و هشت مركز غیر دولتی مجوز دایر كردن دوره های مجازی را اخذ كرده اند.البته این كسب مجوز فعلا متوقف شده است و وزارت علوم تا اطلاع ثانوی به هیچ سازمانی مجوز نمی دهد.

طبق بررسی های انجام شده در حال حاضر تنها یازده مركز از مجموع موسسات د.ولتی و غیر دولتی مشغول به فعالیت هستند.

نمونه ای را كه برای پژوهش مورد استفاده قرار داده ام ، از میان دانشگاهها و موسسات دولتی است.با تماس های تلفنی متعدد و پیگیری های مكرر بالاخره تا ساعت 6 روز چهارشنبه گذشته موفق شدم تا سه دانشگاه دولتی را كه به صورت فعال به آموزش الكترونیكی مشغول هستند و تا كنون فارغ التحصیل نیز داده اند ،مشخص و قطعی كنم.

بنا براین نمونه آماری این پ‍ژوهش از بین این سه دانشگاه بیرون خواهد آمد.

متاسفانه این دانشگاههای برای دادن اطلاعات در مورد سیستم های ارزشیابی و یا تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان و... همكاری را منوط به داشتن یك نامه رسمی از دانشگاه می دانند.بنا براین باید این هفته نیز به دنبال كسب اجازه رسمی از دانشگاه برای بازدید از این موسسات باشم و این در حالی است كه مدیر گروه تا اواخر بهمن در شهرستان به سر می برد و دانشگاه نیز هر گونه در خواست مبنی بر همكاری با دانشجو را تا زمان تایید پروپوزال به تعویق می اندازد  و تایید پروپوزال فاقد هر گونه بازه زمانی است و حالا شما پیدا كنید پرتقال فروش را !!!

پنجشنبه آزمون پایان ترم درس روانشناسی عمومی دانشجویان برگزار شد.من سر جلسه حضور نداشتم و یكی از همكارانم زحمت حضور در جلسه و ارجاع برگه ها را به عهده داشت.یكساعت بعد از امتحان برگه ها به دستم رسید.همان شب مشغول تصحیح اوراق شدم و تا پاسی از شب كار را به اتمام رساندم.البته این تازه بخشی از كار بود.قسمت اعظم كار تناسب گیری بین نمرات میان ترم و فعالیت های كلاسی و وبلاگ و... است كه چند شب دیگر زنده داری می طلبد!!!

سوالات پایان ترم به همراه پاسخ نامه را در وبلاگ هر دو كلاس گذاشتم و بدین ترتیب فعالیت وبلاگی این دو وبلاگ دانشجویی به اتمام رسید.

پنجشنبه هفته بعد آزمون طراحی نظامهای آموزشی بر گزار خواهد شد كه خوشبختانه خودم نیز می توانم در جلسه حاضر باشم.دانشجویان این كلاس آخرین ترم تحصیلی خود را می گذرانند و دوره آموزشی بسیار جذاب و پر تكاپویی را باهم گذراندیم.

ترم آینده كلاس كامپیوتر را برایم در نظر گرفته اند. باید در اولین فرصت برای این دوره برنامه ریزی كنم.

 

نوشته شده در شنبه 28 دی 1387 و ساعت 10:43 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ صبر باید كرد!

سه شنبه 24 دی 1387

ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود                 وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر                      آری شود ، ولیك به خون جگر شود

خواهم شدن به میكده گریان و دادخواه                كز دست غم خلاص من آنجا مگر شود

از هر كرانه تیر دعا كرده ام روان                           باشد كزان میانه یكی كارگر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو                             لیكن چنام مگو كه صبا را خبر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب                             یارب مباد آنكه گدا معتبر شود

...

با اتفاقاتی كه در این چند روز اخیر افتاده ، دیگه فكر نمی كنم بتونم تایید پروپوزال رو  تا پایان سال بگیرم.یعنی بهتره بگم اگر بتونم این طرف سال موضوع و اساتید راهنما و مشاور  پروپوزال رو قطعی كنم ، قدم بزرگی برداشتم.

این تاخیرات و ابهامات پی در پی اگر چه خیلی وقتها در دوره دكتری امری بدیهی و معموله و از دست هیچ دانشجویی هم كاری بر نمی یاد به جز صبر و بردباری، اما اگر یك كمی با دقت به مساله نگاه كنیم ، ضرری كه به واسطه این دوندگی ها به دانشجو و كار تحقیق وارد می  شه ، هرگز قابل جبران نیست...

به عبارتی:

 اون نیرویی كه دانشجو باید صرف تحقیق و پ‍‍ژوهش و مطالعه بكنه ، صرف حواشی كار میشه و وقتی باید بسم الله بگه و كار رو شروع كنه ، اونقدر خسته شده كه دوست داره فقط یه جوری كار رو تموم كنه؟!و البته اگر دانشجوی بورسیه جیب آقاشون هم باشه كه دیگه ... مزید بر علت !!!

 

 

نوشته شده در سه شنبه 24 دی 1387 و ساعت 01:55 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در سه شنبه 24 دی 1387 و ساعت 02:22 ب.ظ



¯ سرگردانی!

یکشنبه 22 دی 1387

این اوضاع قمر در عقرب كه می گویند بی شباهت به اوضاع من نیست! وضعیت جالبی نیست؟!اینقدر در گیر مسایل پیش و پا افتاده ی كاری و اداری شده ام كه رشته تحقیق و پژوهش پایان نامه از دستم در رفته است ! هر روز توی خیابانها و یا درگیر تلفن های مشغول یا خط های آزادی كه كسی پاسخگو نیست و ...و همه اش دلهره و تشویش كه آخر كار چه می شود ؟!

امروز كه صفحات پروپوزالم را با دكمه های كیبورد بالا و پایین می كردم حس غریبی داشتم ! خیلی از جرقه هایی كه در حین كار برایم روشن شده بود اصلا به خاطر نمی آوردم.با اینكه یادداشت های كوچكی از هر ایده ای كه به ذهنم می رسید ،جایی یادداشت كرده بودم ، اما یادداشت ها هم چیزی به خاطرم نیاورد...این خیلی برایم تلخ بود....

 خب این هم به نوعی از نتایج و شاید مزایای! كاغذ بازی اداری و سیاست های پنهان !!! دوره دنشجویی است و البته نباید جای هیچگونه دلخوری باشد چون به قول یكی از استادانم الان شهروند درجه سه یا چهار محسوب می شوم ... پس هیچ گله ای از یك شهروند درجه nام روا نیست ؟! 

نوشته شده در یکشنبه 22 دی 1387 و ساعت 01:24 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ آموزش عالی و دوره های الكترونیكی

یکشنبه 15 دی 1387

برای اطمینان از سیر پیشرفت و ارزشیابی از دانشگاههای مجازی توسط وزارت علوم سری به این وزارت خانه زدم.نتایج بازدید از این وزارتخانه اطلاعات جدیدی به من اضافه نكرد اما دو تا نكته مثبت در برداشت:

- حالا با اطمینان می توانم بگویم كار جدی صورت نگرفته است.

- چند تا نام از اسامی دست اندر كار در این وزارت خانه  و شماره قرارداد و...را یاد گرفتم كه بتوانم مستند تر صحبت كنم.

اما نتایج به دست آمده به صورت خلاصه :

  1- صدور مجوز دوره های مجازی یا الكترونیكی دانشگاهی ، در وزارت علوم ، زیر نظر شورای گسترش آموزش عالی به مسئولیت ............. صورت می گیرد. شورای گسترش آموزش عالی آیین نامه ای مشتمل بر یك مقدمه،هشت ماده و هفت تبصره را در تاریخ 15/11/1384 تصویب كرده است كه طبق این آیین نامه تحت عنوان : آیین نامه ی چگونگی تاسیس موسسه های آموزش عالی غیر دولتی – غیر انتفاعی الكترونیكی   مجوز دوره های آموزش الكترونیكی را صادر می كند. موارد ذكر شده در این آیین نامه در مورد تمامی دانشگاهها اعم از دولتی و غیر دولتی اعمال می شود و آیین نامه دیگری تا كنون در این زمینه تصویب نشده است.

 

2- مدیریت نظارت بر ارائه و اجرای مصوبات آموزش عالی در وزارت علوم زیر نظر دكتر......... است كه ایشان و همكارانشان نیز بر ای نظارت بر اجرای دوره های آموزش الكترونیكی در دانشگاههای مربوطه ،از همین آیین نامه پیروی می كنند و سند دیگری ندارند.

 

3- سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران در پژوهشگاه ،فناوری های نوین  طی تفاهم نامه ای با وزارت علوم از تاریخ 22/12/85  بر روی دو مورد بدین شرح قرار دادی منعقد كرده اند :

- سند راهبردی در راه اندازی و توسعه دوره های مجازی در چارچوب بكارگیری و توسعه فناوری اطلاعات - مدیریت و اجرای طرح توسعه دوره های مجازی با شناسایی نیازها و رفع آنها در حوزه نرم افزار ، سخت افزار،سیستم ها و نظارت

هیچ مقام مسولی از روند پیشرفت این تفاهم نامه ها اطلاع نداشت

 

5- با آقای دكتر شنبه زاده مدیر دفتر برنامه ریزی و نظارت موسسه آموزش عالی مهر البرز به عنوان تنها موسسه ای كه مدعی استفاده از استانداردهای ملی در ارزشیابی كیفیت آموزشی دوره های خود بودند نیز صحبت كردم.ایشان مطلب تازه و جدیدی نداشتند.محتوای آموزشی خود را از طریق استاندارهایscorm تهیه می كردند و این تنها موردی بود كه برای ارزشیابی آن از یك استاندارد بین المللی پیروی می كردند.

 

6- دانشگاه شیراز،علوم وحدیث،امیركبیر،تهران،علم وصنعت،قم و امام خمینی همگی از ارزشیابی های داخلی و پیش نویسهای هیئت های برنامه ریزی داخلی دانشگاه خود پیروی می كردند و برای ارزشیابی كیفیت آموزشی دانشگاه خود از الگوی مستند و استاندار شده ای پیروی نمی كردند.

 

نوشته شده در یکشنبه 15 دی 1387 و ساعت 09:53 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در یکشنبه 15 دی 1387 و ساعت 10:08 ق.ظ



¯ پیگیری

پنجشنبه 12 دی 1387

از همان روز چهارشنبه تلاش برای برقراری ارتباط با مرکز آموزشهای الکترونیکی مهر البرز و دانشگاه امیرکبیر را آغاز کردم.در کنار ایمیل تماس تلفنی هم برقرار کردم.

تا امروز که روز پنجشنبه است و تقریبا هشت روز از بازدید می گذرد موفق به تنظیم قرار ملاقات نشده ام.برای مهر البرز 4 ایمیل و 5 تماس تلفنی برقرار کرده ام .اما همچنان امیدوارم.

در این مدت یک ملاقات با مدیر گروه دانشگاه و استاد مشاور داشته ام.بی انصافی است اگر بگویم هیچ پیشرفتی صورت نگرفته است.حداقل اینکه فهمیده ام هنوز به پله ی اول هم نرسیده ام !!!

راستی... الان که مشغول وب نویسی هستم در یک فضای وایرلس و مجهز به اینترنت پرسرعت حضور دارم!!! تا قبل از این انتظارم از اینترنت پرسرعت یک سرعت فوق العاده بود! اما انگار خیلی هم چیز ویژه ای نیست؟!شاید چون روز اوله؟! یا اینکه هوا بارونیه ؟ هان ؟ ...

نمی دونم اما بهر حال ما هم در این کشتی به گل نشسته تحقیقاتی ! سوار بر یک اسب تندرو شدیم!!!(حداقل فکر می کنیم شدیم!)

نوشته شده در پنجشنبه 12 دی 1387 و ساعت 03:29 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ گزارش بازدید از نمایشگاه دستاوردهای سی ساله وزارت علوم

پنجشنبه 5 دی 1387

چهارشنبه صبح به قصد بازدید از نمایشگاه وکسب اطلاعات جدید در زمینه آموزش های الکترونیکی دانشگاه به سمت مصلی حرکت کردم. به گزارش خبرنگار مهر، 80 دانشگاه دولتی، 50 موسسه غیر انتفاعی، 51 مرکز رشد، 21 پارک فناوری، 13 واحد دانشگاه مجازی و واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی در نمایشگاه دستاوردهای وزارت علوم شرکت کرده بودند.

بعد از 15 دقیقه بررسی کلی نمایشگاه به سمت غرفه های آموزش الکترونیک دانشگاهی رفتم.تنها هشت دانشگاه و مرکز آموزشی مورد تایید وزارت علوم در این نمایشگاه شرکت کرده بودند نه سیزده تا !

دانشگاه الکترونیکی شیراز-دانشگاه الکترونیکی تهران-دانشگاه الکترونیکی علوم و حدیث-مهر البرز-فاران-علم وصنعت-قم و دانشگاه امام خمینی

از دانشگاه تهران شروع کردم.مسولین غرفه که عمدتا از مسولین برگزاری دوره آموزش الکترونیکی بودند با صبر و حوصله فراوان به تمام پرسشهای من پاسخ دادند.یکساعت گفتگوی ما به طول انجامید.نتایج این گفتگو :

1- سه ترم است که در این دانشگاه واحد آموزش الکترونیکی دانشجو می پذیرد و هنوز فارغ التحصیل نداده است.

2- هر ترم فرم های نظرسنجی در زمینه وضعیت دوره به دانشجویان داده می شود و داده های به دست آمده از این پرسشنامه های در ترم بعد جهت بهبود عملکرد دوره مورد استفاده قرار می گیرد.(مثلا اضافه کردن بخش دکمه پرینت محتوا که در نتایج نظرسنجی ترم گذشته توسط دانشجویان درخواست شده بود و...)

- این فرم ها مختص خود دانشگاه بوده و مرکز ارزشیابی آنها را تهیه می کند.-

3- در تهیه محتوای آموزش از استاندارهای اسکورم بهره گیری می شود.

4- اساتید و دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی  جهت استفاده بهینه از  دوره آموزش می بیننند.

5- در بخش زیر ساختها با وجود استفاده از اینترنت پرسرعت مشکلات متعددی وجود دارد.

6- دانشجویان علاقمند به ارائه کلاسهای حضوری جهت تعامل حضوری با اساتید و دانشجویان هستند.

7- دانشجویان از ترم سه به بعد باید در آزمون علمی پذیرفته شوند تا از نظر علمی در سطح مطلوب باشند و در طول دوره ریزش کم شود.

8- اغلب دانشجویان کارمند هستند.

بعد سراغ موسسه آموزشی فاران رفتم.حدود دودقیقه مذاکرات ما طول کشید. این موسسه هیچ مشکل زیر ساختی نداشت و با سرعت دیل آپ و 33.6 کیلو محتوای آموزش را از طریق ویدئو کنفرانس ارائه می داد.تا به حال ارزشیابی از کیفیت آموزش خود نداشته اند و خودشان فکر می کنند کیفیت کارشان بالاست.- به  نقل از غرفه همسایه این موسسه فعلا مشغول پذیرش دانشجوست و هنوز مشغول به کار نشده است !!!!-

دانشگاه شیراز

با دو تن از مسولین آموزشی و فنی این دانشگاه حدود نیم ساعت صحبت کردم.دکتر یزدی مسول بخش انفورماتیک این دانشگاه اذعان داشتند که ارزشیابی از کیفیت آموزش الکترونیکی دانشگاه قبلا انجام شده است.دقیق تر که پرس و جو کردم متوجه شدم خودشان استاد راهنمای این پروژه بودند و یک الگو از طرق معادلات فازی ارائه کرده اند.

ایشان درمورد ابزار ارزشیابی متغیرهای مورد پژوهش مورد نظر یا به عبارتی شناسه های بررسی متغیر ها فرمودند که استانداری وجود ندارد و هر دانشگاهی به صورت کارشناسی داخلی سوالاتی مطرح می کند و وضعیت آموزشی خود را می سنجد.

پیشنهاد ایشان این بود که من کار تکراری نکنم و به سراغ استاندارد سازی ابزارهای ارزشیابی از آموزش الکترونیکی بروم.  (من هم عرض کردم که در حین ارائه الگو به این سمت هم خواهم رفت.)

الان که به اینترنت متصل شدم و عنوان این رساله را بررسی کردم اینگونه بود :

ارائه یک مدل فازی برای ارزیابی سایتهای آموزش الکترونیکی در ایران

یعنی واقعا این موضوع با ارائه الگوی ارزشیابی کیفیت آموزش الکترونیکی دانشگاهی  یک موضوع هستند؟!!!!

در غرفه های دانشگاه علم و صنعت - قم - علوم و حدیث - امام خمینی تنها یک نفر مسول پخش کاتالوگ حضور داشت!!! در پاسخ به سوالات من تنها گفتند مسولین روزهای قبل آمده اند و متاسفانه من تنها می توانم از طریق مراجعه به دفتر یا ساختمان مرکزی پاسخ خود را بگیرم. البته من هم به آنها پیشنهاد کردم این دو روز با قیمانده را بهتر است بجای پخش کاتالوگی که حاوی اطلاعاتی است که از طریق سایت هم به سادگی در دسترس قرار می گیرد و...  در این غرفه ها چند صندلی  و میز برای استراحت بازدید کنندگان قرار بدهند !!!!

البته غرفه دار دانشگاه علم و صنعت در مورد سی دی که به من داد گفت که حاوی محتوای الکترونیکی است که از طریق اینترنت قابل دسترسی نیست.پرسیدم پس دانشجویان چطور به این محتوا دسترسی پیدا می کنند؟فرمودند با یوز نیم و...عرض کردم خب پس من هم می توانم از این طریق نمونه کار تولید محتوا را ببینم مشابه کار دانشگاه شیراز گفتند نه و خلاصه ...و بالاخره سی دی هم که به من دادند خراب است وکار نمی کند!!

موسسه آموزشی مهر البرز تلفن یکی از مسولین سنجش کیفیت دانشگاه را به من داد و گفت در زمینه سنجش کیفیت آموزش از ابزارها و پرسشنامه های استاندارد استفاده می کنند.ابزارها به صورت کتاب منتشر شده اما متاسفانه الان تمام کرده اند و...

قرار شد در این زمینه حتما پیگیری کنم.

 

نوشته شده در پنجشنبه 5 دی 1387 و ساعت 03:21 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ ذهنی که آرام آرام به سوی نظم می رود!

چهارشنبه 13 آذر 1387

بعد از ترجمه مقاله ای که در زمینه ارزشیابی الکترونیکی آموزش عالی ده کشور منتخب بود با عنوان :

elearning quality  Aspects and criteria for evaluation of e-learning in higher education

و ترجمه چند الگوی مورد استفاده در ارزشیابی آموزش الکترونیکی  خیلی از ابهامات برایم روشن شد.دو کتاب هم در همین زمینه  با عنوان بهبود تطبیقی در آموزش عالی تالیف نورمن جکسون و هلن لاند و کتاب دیگری هم در زمینه ارزشیابی آموزشی تالیف دکتر عباس بازرگان به پیشنهاد استاد راهنما و همکارش مطالعه کردم که نقش مهمی در نظم ذهنی من داشت.اگر چه هنوز هم روش تحقیق برایم چندان روشن نشده است . دقیقا می دانم چه کاری در این پژوهش قرار است انجام دهم اما ابزرا تحلیل داده هایم را هنوز نتوانسته ام انتخاب کنم و البته این مهمترین مساله ای است که باید به آن بپردازم.مطمئنا تا زمانی که نتوانم طرح پیشنهادی را به تصویب برسانم اقدامات دیگرم به نوعی اتلاف وقت محسوب می شود.

تصمیم دارم تا اوایل هفته آینده نتایج مطالعاتم را ابتدا با استاد مشاور و سپس استاد راهنما در میان بگذارم تا بتوانم طرح پیشنهادی را تکمیل و به شورای دانشکده ارائه کنم.

در مجموع تحقیقاتم به منابع بسیار جالب و به روزی در زمینه ادبیات تحقیق رسیدم که قصد دارم بعد از تصویب ،چکیده مقالات و تحلیل های خودم را در یادداشت هایم بیاورم.درست مثل زمانی که در وبلاگ گلابی می نوشتم.این هیجان انگیز ترین بخش مطالعاتی من در تحقیقاتم خواهد بود.

 

  

 

نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر 1387 و ساعت 10:04 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ نشاطی که آن را مدیون شاگردانم هستم!

سه شنبه 5 آذر 1387

نمی دانم چرا نمی توانم اطلاعات ذهنم را متمرکز کنم.بعضی وقتها فکر می کنم شاید دلیلش اطلاعات محدودم باشد؟اما وقتی با اساتید فن هم صحبت می کنم و مجموعه اطلاعاتی را هم از گفتگوی آنها به دست می آورم  باز هم نمی توانم ذهنم را منظم کنم. اصلا انگار ذهنم آنقدر پراکنده و نامنظم است که نمی توانم حتی یک مطلب درست و مفید از توی آن پیدا کنم.درست مثل کمد آقای ووپی!!!! پر از چیزهای به درد به خور اما بر عکس کمد آقای ووپی وقتی که به آن احتیاج دارم نمی توانم پیدایش کنم؟!

فکر می کنم اگر  فهمم عمیق باشد بتوانم از این سردرگمی نجات پیدا کنم.آنوقت می توانم اطلاعات را دست چین کنم و توی ذهنم منظم بچینم!

اما چطور می توانم یک فهم عمیق از موضوع پایان نامه ام به دست بیاورم؟باید مطالعه کنم. ترجمه کنم... همین!اما وقتی به نتیجه نمی رسم خیلی خسته می شوم!

امروز بعد از کلاس طراحی نظامهای آموزشی انگار یک جور دیگری به دنیای پایان نامه ام نگاه می کردم!قبل از کلاس مثل آدم شکست خورده ای که تازه اول راهی نامعلوم است و بعد از کلاس انگار دنیا روشن و سفید شده بود. یک انگیزه و نیرو و نشاطی دوباره برای شروعی دوباره!

اصلا دیدن این بچه ها و شور و شوقشان آدم را دگرگون می کند.وقتی وارد کلاس می شوم وضع آدمی را پیدا می کنم که اول یک صبح پاییزی که شب قبلش حسابی باران باریده باشد، وسط یک پارک ایستاده و چند نفس عمیق کشیده است!

نوشته شده در سه شنبه 5 آذر 1387 و ساعت 02:16 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ دوی ماراتن

دوشنبه 20 آبان 1387

هیچوقت فکر نمی کردم روزی برسه که من وبلاگ خودم رو بعد از بازدید از وبلاگهای دیگه چک کنم. حتی وقتی که وبلاگ مریم سادات رو می نوشتم هم باز اول وبلاگ خودم رو می دیدم!!!

این روزها یک کمی وضع فرق کرده و من مشتاقانه وبلاگهای شاگردانم رو چک می کنم.

http://salolozhi-2.blogfa.com/

http://www.daneshjoyan87.persianblog.ir/

هنوز خیلی راه نیفتادن اما خودشون هم به این کار اشتیاق نشون می دن.به خصوص اینکه قراره از طریق همین وبلاگها هم به متن کامل مقالات دوستانشون دست پیدا کنند.

موضوع پایان نامه خودم هم به طور ضمنی پذیرفته شده و من سخت به دنبال تعریف متغیرها و تهیه یک نمودار مفهومی برای تعیین ارتباط متغیرها و روش اندازه گیری اونها هستم.نمی دونم کی می تونم به یک نتیجه قابل قبول برسم اما می دونم که روزهای خیلی پر کاری رو پشت سر می گذارم...

نوشته شده در دوشنبه 20 آبان 1387 و ساعت 11:53 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ دانشجویان خلاق من

سه شنبه 14 آبان 1387

این ترم کلاس طراحی نظام های آموزشی فوق العاده است.یک بخش در کلاس تحت عنوان تازه های تکنولوژی داریم که دانشجویان علاوه بر اطلاعات جدید و به روزی که از طریق اینترنت یا اخبار در یافت می کنند و آنها را طبق نوبت ارائه می دهند ، اطلاعات و نوآوری های آموزشی خود را هم ارائه می کنند. این بخش از کلاس هم برای من و هم برای دانشجویان فوق العاده هیجان انگیز است.چنان شور و شوقی در کلاس بر پا می شود که گذر زمان را متوجه نمی شویم.تنها صدای اذان است که ناخودآگاه توجه همه را به ساعت مچی جلب می کند که چقدر زود !!!

امروز دو تا از دانشجویان در مورد طرح خود که به جشنواره خوارزمی ارائه کرده بودند صحبت می کردند.یکی از دانشجویان هم نرم افزاری را برای افراد معلول طراحی کرده و در جشنواره چندرسانه ای ها آن را به تعداد زیاد به فروش رسانده بود.قرار شد سوم دی که نوبت ارائه تازه های اوست لب تاب ببرم تا کارش را ارائه دهد.از او خواستم در مورد نرم افزارش بنویسد تا اگر مناسب بود در مجله چاپ کنیم.

یکی دیگر هم در مورد نرم افزار جغرافیا ( google earth) کلی حرف برای گفتن داشت.تعدادی هم که نوبتشان در جلسات پیش گذشته بود کی خواستند دوباره وقت بگیرند و کارهای جدید ارائه بدهند....پایان کلاس دور میز من غوغا می شود. همه می خواهند از ابتکاراتشان صحبت کنند و نمونه کار بیاورند. نمی دانید چقدر این لحظات برای من با شکوه و زیباست...

 

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان 1387 و ساعت 02:26 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ اشکالات رایج پروپوزال نویسی

دوشنبه 6 آبان 1387

دیروز ساعت 7 بعد از ظهر جلسه ای با حضور دکتر جواد جاسبی در دانشگاه تشکیل شد تا به اشکالات رایج در زمینه  پروپوزال نویسی اشاره کنند.

زمان خیلی کوتاه بود و مطالبی که می بایست ذکر شوند بسیار زیاد... مواردی از قبیل :

1- جامع و مانع بودن عنوان تحقیق(بار معنایی لغات را فراموش نکنید.)

2- برگردان صحیح عنوان به لاتین(توجه به بار معنایی لغات)

3-عدم استفاده از کلمات الگوی بهینه - مناسب-جامع-الگوی سیستمی-بررسی-شناسایی..

4-یافتن فرضیه های تحقیق از دل ادبیات تحقیق

5-ترسیم دقیق چارچوب حرکتی  و مرز واژه ها و پیش فرض ها

6-توجه به مطالب درج شده در بخش اهمیت و ضرورت تحقیق ( در این بخش باید به فواید انجام تحقیق و اینکه این کار چه مشکلی از جامعه را حل خواهد کرد بپردازید.اگر این تحقیق انجام نشود چه اتفاقی می افتد.اینها دغدغه شماست)

7-در بحث بیان مساله تنها باید به این اشاره کنید که در این زمینه خاص مورد نظر شما تا به حال چه کارهایی انجام شده ...چه کارهایی انجام نشده و شما می خواهید کدام یک از این کارهای انجام نشده را انجام دهید.

8-پیشینه تحقیق را با ضرورت انجام تحقیق و بیان مساله قاطی نکنید.در پیشینه باید یک بک گراند از موضوع شما به دنیا بگوید.پیشینه را از ژورنالها و مجلات بیابید.اطلاعات به روز...پیشینه فرست کارهای انجام شده نیست.از دل فهرست کارها در می آید.

9-انتهای ادبیات تحقیق حتما جمع بندی کنید.فراموش نکنید باید اول ادبیات را بررسی کنید بعد به فرضیه برسید.

10- توجه داشته باشید عبارت : " تاکنون موردی یافت نشده..." جنبه نوآوری در تحقیق نیست.این عبارت را هرگز به کار نبرید.نوآوری شما باید در روش تحقیق و یا خروجی های شما باشد.توصیف فرایند اجرا نیز نوآوری نیست.

11-عنوان تحقیق با هدف کلی فرق دارد.هدف از جنس مقصد است نه وسیله.مثلا در عنوان الگوی مصرف سوخت هدف کلی رفع مشکلات آلودگی هواست نه طراحی الگو و...

12-اگر مدل ارائه می دهید حتما باید فرضیه داشته باشید.اصلا مدل خودش فرضیه است.منتها فرضیه ای که در پایان کار به آن می رسید.پس نگویید این تحقیق فرضیه ندارد.

13-سوالات تحقیق روشن و همخوان با موضوع تحقیق باشند.

دیگه تقریبا از این جا خیلی خلاصه و اشاره ای صحبت شد و تقریبا می تونم بگم چندان قابل استفاده نبود.مطالبی در مورد وضعیت طرح سوال تحقیق و روش تحقیق و تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی و...

در کل جلسه خوبی بود.حداقل اینکه من فهمیدم طرحی که نوشتم صد درصد رد می شه!!!باید یه طور دیگه روش کارکنم.شاید یک کمی با واژه ها بازی کنم؟ نمی دونم؟به هرحال تایید نظر ایشون خیلی مهم و اساسیه.چرا که یکی از 6-7 نفری هستند که در شورای دانشکده پروپوزالها رو  رد و البته بعضا تایید می کنند.خاطرتون هست که ماه گذشته هر 8 پروپوزال ارائه شده رو رد کردن؟!

به هر حال دوباره کمربند رو باید محکم بست و این دفعه با نگاه دکتر جاسبی شروع کرد...

بسم الله...

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان 1387 و ساعت 09:38 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در دوشنبه 6 آبان 1387 و ساعت 10:18 ق.ظ



¯ ساعات خوش من در دانشگاه...

سه شنبه 30 مهر 1387

اول صبح رفتم دانشگاه علوم و تحقیقات تا طرح اولیه پروپوزال رو به دفتر گروه بدهم و نظرشون رو به طور غیر رسمی در زمینه موضوع جویا بشم.اولین جلسه رسمی گروه  هشت یا دوازدهم آبان قراره تشکیل بشه و این اقدام من که البته به پیشنهاد گروه بوده فقط یک پیش درآمدی به اوضاعه!اینکه آیا صد در صد با موضوع مخالفند یا اینکه جای بحث داره...و یا اینکه نیاز به کمی تحقیر و تمسخر و بعد تایید!!!

بعد رفتم دانشگاه .کلاس داشتم.درس طراحی نظامهای آموزشی.تدریس این مبحث رو خیلی دوست دارم.خصوصا اگر دانشجویان علاقمندی هم داشته باشم . این ترم 32 دانشجو در این درس دارم.4 دانشجوی کارشناسی ارشد هم دارم که این درس رو به صورت پیش نیاز می گذرونند.جالب اینه که دو تا از دانشجویان ارشد هم با هم همسر هستند.قبولی در یک رشته و همزمان در حالیکه دو تا پسر دانشجوی کامپیوتر هم دارند... خیلی جالبه.

به هرحال درس رو با 4 جلسه تاخیر این هفته شروع کردیم.شرح وظایف و تکالیف و بسم الله...

تصمیم دارم از ترم آینده فقط درسهایی رو جهت تدریس بگیرم مستقیما با رشته تکنولوژی در ارتباطه.تدریس این درسها یک نشاط خاصی به من می ده و احساس تازگی و سرزندگی می کنم.

نوشته شده در سه شنبه 30 مهر 1387 و ساعت 02:19 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ اولین وبلاگ گروهی کلاس

چهارشنبه 24 مهر 1387

امروز صبح ایمیلی از دانشجویان کلاس روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد به دستم رسید که خبر از راه اندازی وبلاگ گروهی کلاس داشت.

خیلی خبر خوشحال کننده ای بود.قرار است هر هفته (البته با یک هفته تاخیر) دانشجو یا دانشجویانی که کنفرانس کلاس را به عهده داشته اند ضمن ثبت خلاصه ای از وقایع کلاسی خلاصه ای از مقاله ای که ارائه کرده اند را هم بنویسند. 

جلسه بعد یک عکس گروهی هم از بچه ها می گیرم و روی وبلاگشان می گذارم.

این هم آدرس وبلاگ :  http://salolozhi-2.blogfa.com

نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر 1387 و ساعت 08:36 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ کمی تا قسمتی جدی!

دوشنبه 22 مهر 1387

امروز با دانشگاه پیام نور کلاس داشتم.با اینکه تقریبا دیروز دو ساعت وقت گذاشته بودم تا مطالب و پاور پوینت برای تدریس آماده کنم اما صبح هیچ انگیزه ای برای شرکت در کلاس نداشتم.

وقتی وارد کلاس شدم دو نفر در کلاس بودند که هر دو برای اولین بار در سومین جلسه کلاس حضور پیدا می کردند.  به تدریج چند نفر دیگر هم آمدند  و مجموعا به هفت نفر رسیدند که تنها دو نفر از جلسه قبل در این جلسه حضور داشتند.بعد از یک صحبت مختصر در مورد شیوه این دانشگاه و اینکه بیشترین زحمت به عهده خود دانشجویانه  و... دانشجویی که هفته قبل ازش قول گرفته بودم تا این جلسه آماده کنفرانس بخش اول باشه  تا با هم کلاس رو اداره کنیم کارش رو شروع کرد. با کمک پاور پوینتی که شب قبل آماده کرده بودم فصل اول رو مرور کردیم.

بد نبود...

اما برای جلسه بعد هیچکس داوطلب ارائه نبود.(فکر کنم چون نمی خواستن بیان!)

بهشون گفتم که اینجا برای تدریس سر کلاسشون حاضر نمی شم.مسولیت من فقط رفع اشکاله.اشکالی که بعد از مطالعه خودشون ممکنه براشون وجود داشته باشه.باهاشون اتمام حجت کردم که فقط در صورتی تدریس می کنم که حداقل ده نفر سر کلاس حاضر باشن و اگر تعداد کم باشه منتظر می مونم تا خودشون سوال کنن و من تنها رفع اشکال می کنم.

حدود یکساعت و نیم منتظر موندم تا کلاس دوم تشکیل بشه.با 5 نفر دانشجوی طلبکار !!! کلاس تشکیل شد.دو نفرشون خیلی معترض بودن که چرا فقط 5 جلسه کلاس برای این درس تشکیل می دن  و هزینه کلاس عملی از ما می گیرن... در حالی هر 5 نفرشون اولین باری بود که سر کلاس حاضر می شدن. انتظار داشتن من تمام جلسات بیام و کتاب رو براشون خلاصه کنم.حالا اگر اون ها هم مشکلی براشون نبود شاید بیان!!!

دیگه اینجا حسابی کفری شدم.براشون مثال قیف وارونه رو زدم.گفتم به همون نسبتی که برای حضور در دانشگاه زحمت می کشن باید انتظار خدمات هم داشته باشند.براشون در مورد تفاوتهای دانشگاههای حضوری و غیر حضوری صحبت کردم و اشاره کردم  که این هزینه ای که پرداخت می کنند اینقدر در مقابل هزینه ی آموزشی سایر دانشگاههایی که امکان حضور در آنها ساده تره  ناچیزه که بحثی نداره...

یکی که خیلی توپش پر بود ر و بلند کردم و پرسیدم چرا جلسه قبل حاضر نشده!

اون جوابی نداشت.اما من بهش یاداوری کردم که چون روزه بوده و حضور و غیاب هم نداشته و اجباری در کار نبوده احتمالا ترجیح داده نیاد  و امروز با اینهمه طلبکاری حاضر بشه و از اینکه در کلاس تدریس صورت نمی گیره و تعداد جلسات اینقدر کمه گله کنه  و این در حالیکه من هم با اینکه روزه بودم امده بودم و بچه های دانشگاه دیگری هم که تدریس می کردم فقط دو نفر غایب داشته!!!

یکی دیگه گفت ما پول می دیم بچه های خواجه نصیر شبانه هم پول می دن.اما اونها چه نامی از دانشگاهشون یدک می کشن ما چی؟رومون نمی شه بگیم مال کدون دانشگاهیم...

ازش خواستم هزینه ای که اون پرداخت می کنه کنه با بچه های خواجه نصیر شبانه مقایسه کنه.تکالیفی که اون توی ترم انجام می ده و زحمتی که برای حضور و پاسخگویی به تکالیفش می کشه رو هم بررسی کنه...

آخه مگه می شه فارغ از هر گونه مسولیتی و تکلیفی انتظار قپه و درجه داشت؟

پ.ن: انگار باید فقط مثل خودشون بود و هی مسولیت رو به دیگری حواله کرد تا بفهمن این رفع تکلیفی چقدر با اعصاب آدم بازی می کنه.

به آموزش گفتم ترم بعد تنها درصورتی که درس پروژه رو بهم بدن با هاشون همکاری میکنم.

نوشته شده در دوشنبه 22 مهر 1387 و ساعت 12:55 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ طراحی نظامهای آموزشی

یکشنبه 21 مهر 1387

این درس رو سال 84  هم در همین دانشگاه تدریس کرده بودم.اون سال 7 دانشجوی ارشد هم داشتم که این درس رو به عنوان پیش نیاز می گذروندند. دیروز تدریس این درس رو به من محول کردند.از صبح مشغول بررسی موضوعات و منابع مناسب جهت تدریس این دو واحد بودم.

یک طرح درس و شرح وظایف تهیه کردم که در ادامه مطالب آوردم.

پ.ن : یک بررسی روی وبلاگهای گروهی  و علمی انجام می دادم.نکته خیلی جالبی که بهش برخوردم این بود که اغلب این وبلاگ ها سال 85 فعالیت خودشون رو متوقف کردن! چرا ؟!

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه 21 مهر 1387 و ساعت 01:06 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ جلسه دوم

شنبه 20 مهر 1387

دومین جلسه رسمی کلاس درس روانشناسی عمومی رو در حالی تشکیل دادم که یک ظبط دیجیتالی با خودم به کلاس برده بودم  تا در مورد پادکست با آنها صحبت کوتاهی داشته باشم. از آنجا که این دانشجویان  در رشته تکنولوژی آموزشی تحصیل می کنند احساس کردمک که خیلی ضروری و لازمه که هر جلسه صحبتی کوتاه در مورد ابزارهای آموزشی نسبتا جدید با هم داشته باشیم.

این هفته در مورد وبلاگها و داشتن یک وبلاگ گروهی که هر جلسه یک یا گروهی که بحث کنفرانس اون روز رو به عهده دارند مسول نوشتن مطالبش بشوند  صحبت کردم.در هر دو کلاس یک نفر مسول ثبت وبلاگ با یک رمز و پسورد عبور برای جلوگیری از فراموشی و... برای کلاس شد. از هفته بعد کسی که امروز کنفرانس داده خلاصه صحبت و چکیده مقاله اش رو در وبلاگ می گذاره.

فایل صوتی کلاس هم اگر با کیفیت ضبط شده باشه خودم در سایت خاص فایل های صوتی قرار می دم و آدرسش رو اعلام می کنم.

ساعت اول کلاس بسیار پر شور و پر از بحث بود.واقعا لذت بخش ودوست داشتنی... اما ساعت دوم چون هیچکس هفته گذشته برای اولین جلسه داوطلب نشده بود مجبور شدم کلاس رو خودم اداره کنم.البته یک بحث ساخت ایمیل هم داشتیم که یک از بچه ها در موردش توضیح داد و خیلی خوب و جالب بود.

امروز از طرف گروه یک درس دو واحدی طراحی نظامهای آموزشی رو هم برای من اضافه کردند که چون پیشنهاد استادم بود بی هیچ عذر و بهانه ای قبول کردم.یک طرح درس هم باید برای این کلاس بنویسم که بعدا در وبلاگ قرار می دم.

پ . ن : دکتری رشته تکنولوژی هم امسال قراره برگزار بشه.دکتر نوروزی پیشنهاد شرکت  در آزمون ورودی این رشته رو بهم داد با تاکید تسلط بر زبان انگلیسی... فکر می کنید من بعد از اون همه در گیری و چالش در دوره دکتری چه تصمیمی می گیرم ؟

نوشته شده در شنبه 20 مهر 1387 و ساعت 01:24 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ به مرگ گرفتن که به تب راضی باشم!

شنبه 13 مهر 1387

بعد از تجربه نسبتا ناخوشایند دانشگاه پیام نور اگر امروز کلاس وسط بیابون هم تشکیل می شد من هیچ شکایتی نداشتم!!!

بعد از چند تا تغییر امروز اولین جلسه در ترم جدید دانشگاه آزاد رو شروع کردم.دو تا کلاس سه واحدی روانشناسی عمومی با دانشجویان ورودی رشته تکنولوژی آموزشی.

اغراق نکردم اگر بگم امروز بعد از مدتها  با حضور در کلاس درس احساس تازگی و طراوت بهم دست داد.احساسی که توی این دوسال همکاری با پیام نور هرگز برام فراهم نشد.حتی با وجود اینکه این ترم شیوه کارم رو هم به طور کامل تغییر داده بودم...!

برنامه زمانبندی کلاس رو در این درس در بخش ادامه مطالب آوردم.امروز تکالیف هر دانشجو رو مشخص کردیم و کلیاتی از شیوه و مباحثی که قراره مطرح بشوند گفتم.بعد هم یک تست علاقمندی به درس روانشناسی رو برگزار کردم که خیلی برای بچه ها جالب بود.

بچه ها خیلی مشتاق به یادگیر ی شیوه ساخت ایمیل و جستجوی اینترنتی بودند که قرار شد جلسه بعد به صورت کارگاهی توسط خود بچه ها آموزش داده بشه.

کلاس دانشگاه پیام نور هم تشکیل شد.بچه ها نسبت به تغییرات و برنامه هایی که من متناسب با شرایط این دانشگاه براشون در نظر گرفته بودم هیچ عکس العملی نشون ندادن و مثل همیشه همه چیز خاموش و بی نشاط...

یکی از دانشجویان (از سه نفر جمع حاضر!) تاکید داشت که به صورت سنتی هر جلسه کلاس تشکیل بشه.حتی به خاطر یک نفر...نسبت به هیچ تغیر و کار جدیدی هم نظر مثبت نداشتند.یک طرح درس هم متناسب با برنامه ای که براشون در نظر گرفته بودم نوشتم تا هفته بعد که ببینم چه عکس العملی نشون می دن!

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 13 مهر 1387 و ساعت 02:10 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ هیجان - اضطراب-شور و شوق-نگرانی...

چهارشنبه 6 شهریور 1387

این کلمات وصف حال و روز من توی این روزهاست؟!

مثل یک آدمی که چیز با ارزشی پیدا کرده و در عین حالی که نگرانه نکنه اون رو از دست بده ...خیلی هم مطمئن نیست این چیز اونقدر ها هم که فکر می کنه ارزشمند باشه ؟! و یا اینکه اگر حدسش درست باشه حالا باید با این چیز ارزشمند چه کار بکنه؟!!!

خیلی معما شد؟ هان؟

قضیه موضوع پایان نامه است.یه موضوعی رو از طریق یکی از دوستان تازه از سفر فرنگ برگشته بسط دادم و می خوام روش کار کنم.حو لو حوش همون آموزش مجازی منتها از نوع مدیریتی ؟!! چه شود ؟!

دیگه فقط دوشنبه ها سرچ نمی کنم.هر وقت فرصتی گیر بیارم مشغول می شم.خیلی وقتها هم فقط به موضوع فکر میکنم؟ ( سرچ درونی!!!)

انشاء الله وقتی موضوع تصویب شد سعی می کنم تمام مراحل تحقیق رو ثبت کنم...

اما ترم جدید:

این ترم با دو تا دانشگاه همکاری می کنم.دو تا هشت ساعت در دو روز.

می خوام این ترم متفاوت عمل کنم.در مورد دانشگاه پیام نور که چهار تا کلاس و دو عنوان درس با هاشون دارم قصد دارم یک لیست از انتظارات و تکالیف ترم و راه ارتباطی با خودم رو در اختیارشون قرار بدم که دیگه اینقدر از حضور یک خط در میون و انگیزه زیر صفرشون دلگیر نشم.اینطوری هم تکلیف خودم روشنه و هم تکلیف اونها.این برگه وضعیت سالانه رو به محض آماده شدن توی وبلاگم قرار می دم.

اما در مورد دانشگاه آزاد.اونم هشت ساعت در یک روز با دوعنوان درس و چهار کلاس.شیوه اداره این کلاس یک کمی متفاوته.قصد دارم تمام کلاس رو ضبط کنم و این فایل صوتی رو به صورت پادکست روی اینترنت قرار بدم.احتمالا خیلی چیز فوق العاده ای از نظر سواد آموزی نشه چون حداقل من اون استاد ماهری نیستم که مملو از اطلاعات دست نایافتنی!!! باشم . اما از لحاظ ثبت تجربه جدید یک اتفاق فوق العاده است...

اما ماجرای زبان آموزی...

همچنان مشغول حفظ لغاتی هستم که معنای فارسی اونها رو هم باید از توی لغتنامه دهخدا پیدا کنم! آزمونMCHE رو هم ثبت نام کردم.هر چند امیدی به کسب نمره مورد نظر دانشگاه که نمره ۶۰ است ندارم (معلمی که رفع اشکال من رو در این دوره آموزشی به عهده داره نمره خودش ۵۷ شده و البته نمره دوم بوده.نفر اول ۶۲ شده) اما این حس یادگیری و ...چیز فوق العاده ایه که من رو به خودش جذب کرده تا با اشتیاق کارم رو ادامه بدم.

نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور 1387 و ساعت 08:08 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ اینترنت کم سرعت+توفیق اجباری!

دوشنبه 21 مرداد 1387

امروز اینترنت فوق العاده بود !!! سرعت کولاک اینترنت این اجازه رو می داد که در فاصله بالا اومدن هر صفحه از وب یک صفحه کامل روزنامه رو بادقت بخونی و البته زیر نکات مهمش خط هم بکشی!!!

مشکل از مخابرات بود و تا بعد از ظهر هم رفع نمی شد؟!

اگر قبل از عزیمت به دیار سرچ و اینترنت مجانی از این مساله مطلع می شدم برنامه امروز رو با فردا جابه جا می کردم ! اما خب انگار امروز قسمت بود تمام مجلات زرد ! روزنامه های تاریخ گذشته مخصوص پاک کردن شیشه  و تبلیغات و... رو مطالعه کنم!

متاسفانه مطلب خوب و جالب توجه که به درد موضوع پایان نامه بخوره پیدا نکردم.خدا کنه یه فرصت دیگه توی این هفته پیدا کنم تا این دو هفته عقب افتادن از جستجو رو جبران کنم.

نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد 1387 و ساعت 11:08 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ ادامه جستجو

چهارشنبه 16 مرداد 1387

دوشنبه این هفته نتونستم کار رو ادامه بدم.اما چون به خودم قول داده بودم که هر هفته یه مطلبی در مورد جستجوهای اینترنتی داشته باشم یه بررسی کوتاه انجام دادم تا بعدا سر فرصت قضاش رو به جا بیارم!

در این جستجو به سه تا عنوان مقاله جالب برخوردم که با وجود اینکه رمز عبور و دسترسی به متن مقاله برام میسر بود اما نتونستم اصل مقاله رو به دست بیارم.

1- information technology for education managment and open source software

2-a development of learning management system for the practice of elearning in higher education

3-maping the future of research in web based education managemant

نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد 1387 و ساعت 10:08 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ الوعده وفا

دوشنبه 7 مرداد 1387

امروز دوشنبه است و من طبق قرار باید نتیجه جستجوی خودم رو در زمینه انتخاب عنوان برای پایان نامه ثبت کنم.

تقریبا تمام عناوین ثبت شده در سایت جهاد با آدرس اینترنتی: www.sid.ir تحت عنوان مدیریت به طور کلی و مدیریت آموزشی به طور خاص بررسی کردم.چند تا سایت دیگه از جمله مرکز اسنا د و جستجوهای پراکنده دیگه رو هم انجام دادم.اما هیچکدوم به جامعی بررسی سایت جهاد نبود.تقریبا چکیده تمام مقالات مرتبط رو بررسی کردم و نهایتا نتیجه بررسی امروز رسیدن به این چنین عنوانی بود :

ارائه الگوی رهبری آموزشی بر اساس مدل TQM در دانشگاههای مجازی کشور

به منظور بررسی دقیقتر در زمینه ادبیات تحقیق این عنوان به سراغ دانشگاههای مجازی کشور رفتم. بین ده تا دوازده دانشگاه ثبت شده بود که البته تنها سایت هفت دانشگاه مجازی باز شد.اینکه آیا بقیه فعال هستند یا نه و یا اینکه چند دانشجو تا کنون از این دانشگاهها فارغ التحصیل شده اند نکته مهمی است که متاسفانه نتوانستم اطلاعات دقیقی در این زمینه پیدا کنم.

تنها بر اساس شواهد مو جود حدس می زنم دانشگاه مجازی علوم و حدیث که سال پنجم پذیرش دانشجو را پشت سر می گذارد فارغ التحصیل هم داشته باشد.

بررسی کوتاهی هم در زمینه مدل های TQM  و EFQM کردم و چند مقاله فارسی در زمینه  تاثیر نقش کاربرد این مدلها را در زمینه آموزش پیدا کردم.

به هر حال این تنها موضوعی بود که امروز به ذهنم رسید.امیدوارم هفته بعد بتوانم بررسی عمیقتر و بهتری داشته باشم.

سوالاتی که در این هفته باید در موردشان پرس و جو کنم بیشتر در زمینه فعالیت دانشگاه مجازی در کشور خواهند بود.

اما نکته بعدی :

دیروز ایمیلی از هنگ کنگ به دستم رسید که اطلاع از برگزاری همایش دیگری در زمینه مدیریت دانش داشت.در این فراخوان برای ارائه مقاله دیگری از مولفان فراخوان قبلی درخواست شده بود.که من به دلیل مشغولیت های متعدد از این تلاش و تحقیق محروم شدم.

نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد 1387 و ساعت 12:07 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد!

شنبه 5 مرداد 1387

این چند تا یادداشت آخر رو هیچوقت دوست نداشتم.همه اش بوی غم و ناراحتی و یاداوری تلخی های گذشته می داد. از اینکه فاتوت داشت به یک دفتر چه خاطرات ناخوشایند تبدیل می شد خیلی دلخور بودم.

شاید تفالی به دیوان حافظ ... و یاشاید هم یه مصاحبت کوتاه با دوستم ... و شاید هم ...باعث شد دوباره فاتوت رو به سمت مسیر اصلی خودش هدایت کنم...

اما گزارشی از این مدت:

-*در آزمون زبان دانشگاه که پیش درآمدی برای انتخاب واحد ترم آینده بود پذیرفته شدم. ظاهرا همین نمره برای ادامه کار کفایت می کنه اما از اونجایی که هیچ برنامه و تصمیمی  در اینجا قابل پیش بینی و اعتماد  نیست فکر کردم این تابستون تلاش خودم رو برای کسب یکی از مدارک آزمون زبان وزارت علوم بکنم.در برسی که یک ماه پیش انجام دادم آزمون MCHE رو انتخاب کردم.کتابهای مربوط به آمادگی در این امتحان رو تهیه کردم و تقریبا از همون زمان شروع به خوندن کردم.تقریبا هفته ای یکبار هم کلاس می رم و به طور خصوصی رفع اشکال می کنم.نمره ای که باید کسب کنم ۶۰ از ۱۰۰ . این در حالیه که معمولا بالاترین نمره در این آزمون در امتحانات مشکل ۶۲ و در امتحانات ساده تر ۶۸ بوده.بنابراین کارم خیلی مشکله. من تلاش خودم رو می کنم.

If I must then I can,If I can then I must

-*در  طول این مدت کوتاه به دنبال چند تا موضوع پایان نامه برای گرفتن تایید در نیمه مهر ماه و انشا الله آغاز پروپوزال نویسی هستم. انتخاب کار بسیار مشکلیه به خصوص وقتی دچار وسواس فکری هم بشی! در هفته یک روز رو به این کار اختصاص دادم. دوشنبه ها . چون فقط دوشنبه ها دسترسی به اینترنت با سرعت نسبتا مناسب دارم. سعی میکنم در پایان هر روز دوشنبه گزارشی از جستجوی خودم رو ثبت کنم.

ـ* کار سومی که بیشترین وقت رو از من می گیره رسیدگی به برنامه های تابستانی مریم ساداته. توی وبلاگش   http://mamalyeman.blogfa.com   نوشتم و فكر می كنم این مهمترین كاریه  كه در این تابستون باید انجام بدم!

-* برای كلاسهای این ترم دانشگاه هم برنامه وی‍ژ ه ای در نظر گرفتم كه مشغول نوشتنش هستم.در آغاز ترم هم یك گزارش كامل از برنامه ام ثبت می كنم.

نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1387 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ سالی که نکوست...!

یکشنبه 1 اردیبهشت 1387

صبح دانشگاه کلاس داشتم.دو تا از مقالاتی که در همایش اهواز ارائه شده بود دقیقا با کلاسم ارتباط داشت .تصمیم گرفتم اول گزارشی از این دو مقاله که حاوی اطلاعات نسبتا جدید و تازه ای بود ارائه کنم.با ذوق و شوق شروع کردم.سه بار وسط صحبت ده دقیقه ای !!! به جهت ورود دانشجویان به کلاس صحبت رو قطع کردم و برای اینکه اونها هم در جریان قرار بگیرن یه اشاره به اول بحث و ادامه و...!!!

خلاصه با یه مکافاتی ...!

بعد رو به دوتا از دانشجویانی که بعد از ۵ جلسه برای اولین بار در کلاس حاضر شده بودن کردم و دلیل حضورشان در کلاس رو جویا شدم...

هیچ جوابی نداشتن.نه می دنستن کلاس برای چی تشکیل شده و نه سوالی داشتن و نه می دونستن منبع امتحانشون چیه و نه...!!!

از همه بچه ها پرسیدم که نظرشون چیه دیگه کلاس نیاییم؟! دو تا سوال باز مطرح کنم آخرین جلسه جوابش رو برام بیارین؟!

فقط سکوت...

بی احساس ترین دانشجویانی که تا به حال دیدم.نه با هیجان من به جوش و خروش می یان و نه با فریادم خم به ابرو می آورن! و جالب تر از همه اینکه این کلاس رو از بهترین کلاس های دوران تحصیل می دونن!!!

ای وا ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی !!!

بعد از کلاس یک راست رفتم سراغ آموزش...گفتم ترم بعد فقط کلاسی رو به من بدهید که کار عملی داشته باشه.(در کلاسهای عملی بخش عمده نمره دست استاده و بنابراین قدرت مانور در این کلاس ها بالاست.)....

بچه های علوم تربیتی کلاس عملی ندارن!

سکوت....

از آموزش دانشگاه که خارج شدم گوشیم زنگ زد. از دانشگاه علوم و تحقیقات بود.باید تا پایان اردیبهشت یه مدرک زبان براشون ببرم.و  تا وقتی مدرک نبرم مشروط باقی می مونم!!! و این وضع برای همه بچه های دوره مون به این صورته!

نمرات زبان مورد قبول هم تقریبا ده تا پانزده درصد بالاتر از نمره قبولی مورد پذیرش تمام موسسات زبانه!

سکوت....

نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 و ساعت 10:04 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ سفر یك روزه به اهواز

شنبه 24 فروردین 1387

 كنفرانس همایش فناوری های آموزشی در عصر فناوری اطلاعات وارتباطات ۲۲ و ۲۳ فروردین ماه در اهواز برگزار شد. قصد شركت در همایش رو نداشتم.چند روز قبل از شروع مراسم از دفتر همایش جهت تنظیم زمان سخنرانی و زمان حركت تماس گرفتند.زمان سخنرانی رو روز جمعه برام در نظر گرفته بودند و من برای جمعه از هفته قبل برنامه ام رو تنظیم كرده بودم و قابل تغییر نبود.این شد بهترین دلیل كه نروم!!!

درست نفهمیدم چطور شد كه خودشون برنامه رو به روز پنجشنبه تغییر زمان دادند و خیلی راحت بلیط جور شد و هماهنگی بچه ها و...

ساعت ۳۰/۹ صبح روز پنجشنبه با بیست و پنج دقیقه تاخیر در فرودگاه اهواز فرود آمدم!!!

ساعت كنفرانس سه و بیست دقیقه بعد از ظهر تعیین شده بود.بنابر این اول مستقیم رفتم علی ابن مهزیار زیارت...

ساعت ۱۱ در دانشگاه شهید چمران اهواز دانشكده روانشناسی و علوم تربیتی در دفتر ثبت نام حاضر شدم.

زمان خیلی خوبی رسیده بودم.چون درست وقت پذیرایی بود!!!

از اولین سخنرانی سالن یك همایش تا آخرین سخنرانی روز پنجشنبه حضور داشتم. برنامه دو تا سالنی كه سخنرانی در آنها برگزار می شد دیدم.دنبال نامهای آشنا و عناوین جذاب مقالات و... و بعد هم سالن ارائه خودم!

از ارائه  راضی بودم.احساس تسلط بیشتری جهت ارائه می كردم.گروه پنل و شنوندگان هم از برنامه ارائه شده ابراز رضایت كردند...

متاسفانه در هر زمان جلسه از چهار سخنران فقط دو سخنران حاضر بودند و تقریبا می توان گفت وضعیت جلسات خیلی پر بار نبود. اما ارائه خدمات خیلی دقیق و منظم...

از بین ۵ یا ۶ سخنرانی تنها بخش كوچكی از یك سخنرانی برایم جالب و جذاب بود.

تاثیر استفاده از انیمیشن در فرایند یاددهی و یادگیری...

سخنران به دلیل غافلگیر شدن زمان ارائه خیلی به این مسئله نپرداخت.تلفن تماس او را گرفتم تا توضیحات دقیقتر و اطلاعات بیشتری در حیطه تحقیقش از او دریافت كنم.

ساعت ۶ بعد از ظهر از دانشگاه به سمت خانه مادر بزرگم رفتم تا چند ساعت پایانی روز را در كنار اقوام و نزدیكان باشم.

ساعت ۳۰/۱۰ شب به سمت تهران پرواز كردم!

نوشته شده در شنبه 24 فروردین 1387 و ساعت 03:04 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ روزهایی که گذشت...

سه شنبه 21 اسفند 1386

چند روز پیش از دفتر همایش فناوری آموزشی در عصر اطلاعات و ارتباطاتhttp://fcetic.scu.ac.ir  تماس گرفتند و خبر پذیرش مقاله ام رو جهت سخنرانی اعلام کردند.بعد هم یه تاریخ برای فرستادن پاور پوینت دادند و برنامه رزرو هتل و...

قرار بود همایش اواخر بهمن برگزار بشه که بدلیل تعویق امتحانات و برنامه های دانشگاه به جهت سرما و... همایش به اواخر فروردین سال ۸۷ موکول شد.

چند هفته اخیر روزهای بسیار سخت و پر مشغله ای رو گذروندم. ..

این ترم دو تا کلاس مهارتهای شغلی و تحصیلی دو  واحدی و طراحی برنامه درسی سه واحدی با دانشجویان کارشناسی برام در نظر گرفته بودن که یکشنبه سومین کلاسش برگزار شد.برای درس مهارتهای شغلی  و تحصیلی یه پروژه جالب در نظر گرفته بودم که متاسفانه به جهت درصد بسیار پایین نمره ای که از جانب دانشگاه به پروژ ه های عملی تعلق می گرفت با نظر دانشجویان پروژه کنسل شد.

تنها کاری که تونستم برای ایجاد انگیزه در این کلاسهای بی تحرک و شور ایجاد کنم استفاده از پاورپوینت در کلاس و تدریس مباحث درسی با استفاده از کتابهای متعدد دیگر بود. و در پایان ترم هم برگزاری یک آزمون از همان مطالب گفته شده در کلاس...

کلاسهای دانشگاه پیام نور عجیب استاد رو هم مثل دانشجویان دلمرده می کنه!!!

(احتمالا ترم بعد دیگه فقط با دانشگاه آزاد همکاری می کنم.)

مصاحبه امتحان جامع هم تقریبا دو هفته پیش برگزار شد.تقریبا به صورت غیر رسمی و البته شاید هم رسمی موضوع پایان نامه رو به طور کلی رد کردند!!!

نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند 1386 و ساعت 11:03 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ هر دم از این باغ بری می رسد!!!

سه شنبه 16 بهمن 1386

انتخاب واحد ۱۴ و ۱۵ بهمن بود.ظاهرا هم اینترنتی...اما نمی دونم چرا ورود به سیستم امکان پذیر نبود ...حالا یا من  شماره شناسنامه ام رو فراموش کردم ... یا اینکه (دور از جون!) سیستم دانشگاه مشکلی پیدا کرده !

تماس با دانشگاه که امری محال بود ! و حضور در پشت کوههای برفی( جهت یک پرسش کوتاه!) امری نامعقول !

با یکی از بچه های دوره تماس گرفتم.(اونی که با من قهر نیست البته..آخه یکی از هم کلاسی ها با من قهره!!!) گفت تا زمانی که نتایج امتحان جامع معلوم نشده نمی تونیم ثبت نام کنیم.امتحان شفاهی هم احتمالا ۷ یا ۸ اسفند برگزار میشه.و سی درصد نمره امتحان جامع رو تشکیل می ده.بعد از اون هم وقتی نتایج نهایی معلوم شد و ثبت نام انجام شد باید با گروه آموزش عالی یک روز رو هماهنگ کنیم برای تشکیل جلسه توجیهی انتخاب موضوع پایان نامه !!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد هم موضوع رو (احتمالا یک ماه بعد!) به گروه ارائه کنیم .(احتمالا یک ماه بعد تر !) برای توجیح و دفاع از موضوع انتخابی در گروه حاضر بشویم .(احتمالا یک ماه بعدتر تر !) پروپوزال به دانشکده بدهیم(احتمالا یک مه بعدتر تر تر !) اونها هم تصویب می کنن و ما باید شروع  به کار کنیم احتمالا! ( به فرض اینکه در طی این مسیر موضوع هرگز برگشت نخوره وگرنه یک  - تر - دیگر احتمالا باز اضافه بشود!!!)

نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن 1386 و ساعت 03:02 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در سه شنبه 16 بهمن 1386 و ساعت 03:02 ق.ظ



¯ امروز چه خبر؟

چهارشنبه 10 بهمن 1386

ساعت ۹ صبح با استاد مشاور قرار ملاقات داشتم که با ۷ دقیقه تاخیر رسیدم.بعد از یک گپ کوتاه در مورد یکی از دانشجویان دوره قبل از ما که جانباز بسیار پر تلاش و کوششی بودند و در حال حاضر به جهت وخامت اوضاع جسمی در بیمارستان به سر می برند ...(برای شفایش دعا کنید) بحث خودم را شروع کردم.

ظاهرا اخبار رسیده در مورد مصاحبه شفاهی با محوریت پرسش و پاسخ علمی خبر درستی بوده و بحث و پاسخ در زمینه پایان نامه به حد یک پرسش کوتاه از قبیل اینکه خب چه می خواهی بکنی ...محدود می شود.

اما صحبت امروز را بسیار مفید ارزیابی می کنم. اما بحث های مطرح شده:

۱-حذف بخش اعتبار سنجی الگوی ارائه شده از عنوان پایان نامه. بنابراین عنوان پیشنهادی به این صورت تغییر یافت:

ارائه الگوی مناسب جهت ارزشیابی عملکرد دانشگاه مجازی

Developing a model for evaluationg performance of virtual university

۲- مطالبی که جهت ارائه عنوان پیشنهادی پایان نامه برای گرفتن تاییدیه لازم است ( قبل از پروپوزال) عبارتند از :

- جستجو و ارائه چند مقاله پژوهشی مرتبط با موضوع

-ارائه روش ها

- بیان مساله و توجیه آن ( چقدر آموزش مجازی گسترش یافته ؟چه میزان ارزشیابی و عملکرد این نوع آموزش با آموزش سنتی متفاوت است؟...)

- ارائه سوالات پژوهش

۳-عناوین مورد نیاز برای نوشتن پروپوزال عبارتند از:

مقدمه - بیان مساله-پیشینه تحقیق-اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق-اهداف تحقیق-چارچوب نظری تحقیق-مدل تحلیلی تحقیق-فرضیه های تحقیق-روش تحقیق-جامعه آماری-قلمرو زمانی تحقیق-روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه-ابزارهای گرداوری اطلاعات-روش تجزیه وتحلیل داده ها-شرح واژه ها و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق-منابع

که این مطالب باید حداکثر در ۲۰ صفحه گرد آوری شوند.

۴- کلید واژه های جستجوی پروپوزال پیشنهای عبارتند از :

* performance evaluation of virtual education or university or courses

*virtual learning invironment

*performance indicators of virtual university or education or courses

*  conceptual framework

*conceptual modle

*performance assessment

*KPI key performance indicators

۵- سرفصل های اصلی که باید به آن پرداخته شود عبارتند از:

الف)شاخص های ارزیابی

ب)فرایند ارزیابی

ج)مجریان ارزیابی( دولتی -سازمانها دانشجویان و..)

۶- چند تا هم مقاله به اتفاق در همین زمینه پیدا کردیم که باید آنها را بررسی کنم.

نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن 1386 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ برگردان بهتر؟

سه شنبه 9 بهمن 1386

عنوان فارسی پایان نامه پیشنهادی :

طراحی و اعتبار بخشی الگوی ارزشیابی عملکرد دانشگاه مجازی

این هم برگردان لاتین که من با توجه به این کلید واژه ها جستجو می کنم :

planning & accredtation of pattern assessment in functional virtual university

شما برگردان بهتری که مفهوم دقیقتری از عبارت فارسی بده سراغ ندارید؟

نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ یا علی گفتیم و...

دوشنبه 8 بهمن 1386

با وجود قولها و گفته های متعدد در مورد بخش شفاهی امتحان جامع  که محور اصلی آن مباحث علمی است و کاری به پایان نامه ندارند  و... و اینکه قبل از پروپوزال نویسی و انتخاب استاد راهنما و مشاور  و .... انتخاب موضوع و عنوان پایان نامه و تایید آن از طرف دانشگاه است و همین یک مقوله حداقل یک ترم کامل طول می کشد...اما من امروز اولین سرچ های کارم را شروع کردم.قصد دارم از اولین گامهای جستجو  را به طور کامل ثبت کنم...

اگر از چند یادداشت قبل در جریان انتخاب موضوع باشید قرار بر این شد کار را بر مبنای این موضوع دنبال کنم:

طراحی و اعتبار بخشی الگوی ارزشیابی عملکرد دانشگاه مجازی

مدتی به موضوع فکر کردم .بررسی حداقل این محورها به نظرم ضروری می آیند:

۱- دانشگاه مجازی ( تاریخچه-تعداد دانشگاهها-فارغ التحصیلان-تعاریف - رشته ها...)

۲-عملکرد دانشگاه مجازی(زیرساختها-نرم افزار و سخت افزار- محتوا-اساتید...)

۳-ارزشیابی(تعریف-شاخص ها-الگو های ارزشیابی...)

۴-ارزشیابی عملکرد دانشگاه مجازی

۵-الگو یا مدل ارزشیابی عملکرد دانشگاه مجازی

۶-اعتبار بخشی الگوها و مدلها(شاخصها- تعاریف...)

۷-اعتبار بخشی الگوی ارزشیابی دانشگاه مجازی

تصور می کنم می بایست حول وحوش این موضوعات (لاتین و فارسی ) جستجوی خودم را شروع کنم.بررسی تاریخچه این مباحث ضروری است و باید بررسی کنم آیا اصلا چنین موضوعاتی تا کنون مورد بررسی قرار گرفته اند یا نه؟ مثلا محور ۴ و ۵. آیا در منابع لاتین یا حتی فارسی به این موضوعات پرداخته اند و یا الگویی وجود دارد؟

امروز تقریبا دو ساعت جستجو کردم.( البته به دلیل نداشتن امکانات که امیدوارم تا پایان سال فراهم شوند خیلی زود خسته شدم.مثلا نداشتن پرینتر و میز و صندلی و اینترنت پر سرعت و...راستش را بخواهید در حال جابه جایی منزل هستم و البته این پروژه جابجایی دو ماه است شروع شده و احتمالا دو ماه دیگر هم ادامه دارد.احتمالا اگر ایزابل دوم قرار بود تغییر مکان بدهد سریعتر از این می توانست !!!!)

اول کمی در منابع فارسی بررسی کردم. حول این محورها تنها اطلاعاتی در زمینه دانشگاههای مجازی و نحوه پذیرش و ساختار این دانشگاهها اطلاعاتی جمع آوری کردم.به سراغ منابع لاتین رفتم.در زمینه الگوها و مدلهای ارزشیابی اطلاعات زیادی وجود دارد.در زمینه اعتبار بخشی الگو ها هم یک مطلب پیدا کردم.که همه را برای پرینت فرستادم.

فردا هم به همین ترتیب ادامه خواهم داد.(انشا الله)

اگر نکته ای به نظرتان رسید منتظر راهنمایی های ارزشمند شما هستم.

نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن 1386 و ساعت 09:01 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ این نیز بگذشت!

سه شنبه 2 بهمن 1386

بعضی وقتها دیدن یک استاد محبوب بعد از مدتها چقدر می تونه توی روحیه آدم تاثیر  بگذاره و خلاصه اجازه بده تا دوباره فکر کنی که می تونی به زندگی لبخند بزنی!

امتحان جامع هم به خیر و سلامت برگزار شد.حالا تا برای مرحله شفاهی که خبرمون کنن...

واما بحث و کار و تحقیق...

برای هفته آینده یه قرار با استاد مشاور گذاشتم.که به نوعی آغاز کار برویزال نویسی هم محسوب می شه.این هفته باید خیلی از کارهای عقب مونده رو انجام بدم که اینم یکیشه...

زمان کار سایت رو به اتمامه و باید این جا رو ترک کنم.بقیه حرفم رو می گذارم برای بست بعدی!!!

نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن 1386 و ساعت 01:01 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ بی تابی!

دوشنبه 24 دی 1386

چقدر کلافه و بی حوصله شده ام.دیگر از آن شور و نشاط تحقیق خبری نیست.از آن انرژی و انگیزه مثبتی که دوسال پیش برای شروع کار داشتم اثری نمی بینم !

مدتهاست که ارتباطم با دنیای مجازی به حداقل رسیده و دیگر حتی به دنبال فرصتی برای تحقیق و پژوهش هم نمی گردم !

مثل یک آدم آهنی برنامه ریزی شده صبح های زود بیدار می شوم و نیم نگاهی به کتابها و جزوات می اندازم و بی آنکه به مفاهیمش بیاندیشم ساعتی را در کنار این با قیمانده های خاطرات دوران تحصیل می گذارانم و باقی روز را در کنار روزمره گی ها و خیالپردازی ها به شب می رسانم!

پیش تر  که به این قسم رکود می رسیدم مثل پرنده ای که در مردابی اسیر شده آنقدر دست و پا می زدم تا از آن شرایط رها شوم.هیچوقت انگیزه ام  اینقدر ته نمی کشید که به روزمرگی ها عادت کنم ...اما اینبار تلخی این سکون و ثبات برایم ناخوشایند نیست ! گویی آگاهانه به سمتی گام بر می دارم که در آن هیچ خبری از تازگی و نشاط نباشد !!!

نوشته شده در دوشنبه 24 دی 1386 و ساعت 04:01 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ تا ۳ نشه بازی نشه !!!

شنبه 22 دی 1386

دیروز به خانه نشسته بودیم دیدیم تلفنمان زنگ می زند گفتیم کیسته...

و برای بار دوم هم امتحان جامع کنسل شد!!!

بنده خدا هم کلاسی که از مرند آمده بود ...

این امتحان هم برای خودش حکایتی شده.با اینکه از زمان کنسل شدن اول حدود یکماه و نیم میگذره و ظاهرا باید این مدت زمان اضافه برای مطالعه نتیجه مثبتی داشته باشه اما به نظرم برای من برعکس بوده... با وجود اینکه این مدت هم مشغول درس خواندن بودم اما آمادگیم برای امتحان نسبت به قبل به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده...

صبح امروز از آموزش تماس گرفتند و زمان امتحان را اول و دوم بهمن اعلام کردند.طبق همان برنامه زمانبندی قبل...

باز خدا رو شکر ۷ - ۸  روز بیشتر نیست.چون واقعا دیگه قاطی کردم.نه دل گنده ای دارم که بی خیال بشم ببندم بگذارم کنار و نه فرصت دارم که همزمان چند کار و با هم پیش ببرم...

نوشته شده در شنبه 22 دی 1386 و ساعت 03:01 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ تراژدی

دوشنبه 19 آذر 1386

جهت امضای قرارداد حق التدریس به آموزش دانشگاه مراجعه کرده بودم و چون هنوز مسول مربوطه نیامده بود من هم مانند سایر اساتیدی که کار مشابه داشتند روی صندلی های سرد  راهرو به انتظار نشستم و به گفتگوی دو تن از اساتید ۶ یا ۷ سال سابقه دانشگاه که تن صدای حرف زدنشان بیانگر علاقه آنها به شنیدن سخنانشان توسط سایر حضار و شاید شرکت آنها هم در بحث بود  گوش سپردم :

بحث بر سر میزان حق الزحمه اساتید بود:

(-.... مثلا همین دانشگاه را عرض می کنم جناب. به شما ساعتی چقدر می دهند ؟

- تقریبا  ساعتی۳۵۰۰ تومان

- خیلی عذر می خواهم اما به یک الاغ بابت خدمات حمل و نقل بار در فرحزاد ساعتی ۵۰۰۰ تومان می دهند !!!

- سکوت

- این همان معنای شایسته سالاری و عدالت است؟ چرا من به عنوان یک استاد باید همیشه در پی شغلی غیر از تحقیق و پژوهش جهت گذران امور زندگی خود و خانواده ام باشم؟ با این سن و سال هر  روز درب این اتاق و آن اتاق مصاحبه و تفتیش اعتقادات تا  شاید بتوانم همین حداقل را هم برای  آتیه زن و بچه ام تثبیت کنم .... خب معلوم است تمام این مصاحبه ها و رفت  و آمد ها  صوری است. حق التدریس برایشان خیلی به صرفه تر است.هیچ تعهد و امکانات و مزایایی برای استاد قایل نمی شوند  و با این به اصطلاح دستمزد هم گذران امور دانشجو می کنند...

-دوست عزیز دنبال رسمی شدن برای چه هستی؟ اینطور حداقل می توانی چند جای دیگر هم کار کنی.قانون جدید ۴۰ ساعت حضور در دانشگاه آن هم با یک حقوقی که برای ما اول راهی ها خرج یک سوم ماه را هم نمی رساند...

- همین هم بهتر از این بلا تکلیفی است جناب. نه بیمه داریم و نه امنیت شغلی و...)

نوشته شده در دوشنبه 19 آذر 1386 و ساعت 06:12 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ این روزها که می گذرند !

سه شنبه 6 آذر 1386

این روزها کار جالب و ویژه ای انجام نمی دم.صبح ها حدود دو تا سه ساعت درس می خونم. یه وقت هایی هم یه سری به ایمیلم و بلاگ فاتوت و وبلاگ مریم می زنم  و بعد هم خانه داری و ...

تقریبا هیچ کاری برای پایان نامه ام انجام ندادم .یعنی وقتی هنوز اسیر امتحان جامع هستم خیلی دل و دماغی برای انجام پژوهش ندارم!

هفته آینده هم آخرین جلسه کلاسهای دانشگاه پیام نور رو دارم.کلاسهایی که قرار بود یه روزی به عنوان استاد رسمی اداره شون کنم ولی امروز به عنوان حق التدریس مشغولم!

خیلی دلم می خواست اوضاع و حال و هوای هر جلسه رو مفصلا توصیف کنم اما وقتی بچه ها خیلی بی انگیزه و بی شور و نشاط در کلاس حضور پیدا می کنند برای من هم حس و حالی نمی مونه!

اینجا کلاسها یه هفته در میان و به منظور رفع اشکال تشکیل می شن.حضور دانشجو الزامی نیست و به همین دلیل هر جلسه با تعداد دانشجوی جدید مواجه می شیم!امتحان به صورت تستی  و بعضا رایانه ای  و فقط و فقط از محتوای کتاب خاصی که بهشون معرفی شده صورت می گیره.دانشجویان باید مو به مو  و خط به خط کتاب رو از حفظ باشند تا به تستها بتونن جواب بدن.بنابراین حرفهای خارج از کتابی که استاد برای اطلاعات عمومی می زنه ذره ای ارزش نداره و هیچکس انگیزه ای برای یادداشت کردن نداره.درب کلاس مرتب باز و بسته می شه و یه عده دانشجو می رن و می یان و استاد مجبور بارها صحبتش رو قطع کنه.امتحام میان ترم ویا هر گونه فعالیت کلاسی می تونه با نظر استاد امتیازی برای دانشجو داشته باشه. این امتیاز فقط شامل حال مراجعین می شه و دانشجویی که اشکالی از درس نداشته و در کلاسهای رفع اشکال شرکت نکرده ...هیچ !

فقط کلاسهای دروس ریاضی و آمار و کامپیوتر و عربی و زبان انگلیسیه که خیلی شلوغ می شه و دانشجو احساس نیاز به شرکت در کلاس داره...

اول جلسه با یه دنیا حرف و شور و اشتیاق به کلاس رفتم. کلی برگه درمورد ساخت ایمیل براشون درست کرده بودم تا در طول هفته هم باهشون ارتباط داشته باشم.اما حتی یک نفر هم از مجموع دو تا کلاس استقبال نکرد...!

من احساس می کنم این دوره های پیام نور در حد یه اطلاعات عمومی و مطالعه کتاب و دیدن چهار تا استاد و همکلاسی برای خانمها و آقایان شاغل و خانه دار  و میانسالی که دیگه حوصله حضور در کلاسهای شلوغ  و همکلاس شدن با بچه های شیطون و کم سن وسال رو ندارن و لی دوست دارند به اطلاعاتشون اضافه بشه مناسبه... در حد یه مدرک کارشناسی... تازه نه ازنوع تایید شده وزارت علوم. بلکه یک نوع گواهینامه گذراندن دوره... فقط همین!!!

نوشته شده در سه شنبه 6 آذر 1386 و ساعت 11:11 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در سه شنبه 6 آذر 1386 و ساعت 11:11 ق.ظ



¯ دو تا کوه پشت اون کوه !

سه شنبه 29 آبان 1386

دوشنبه بعد از یه بازدید از هنرستان کار دانش سری به دانشگاه زدم تا ببینم بالاخره مشخص شده که تا کی باید به درس خوندنمون ادامه بدیم یا نه!

بعد از کلی پرس و جو  متوجه شدم در طول این یکماهی که سری به دانشگاه نزده بودم کلا دانشکده مدیریت و اقتصاد به دو تا کوه اونورتر منتقل شده !!!

به عبارتی اتوبوسهایی تحت عنوان سرویس درست پشت کوه ( محل اسبق دانشکده) مسول حمل و نقل دانشجویان و بعضا اساتید بدون وسیله نقلیه به دوتا کوه اونورتر هستند...( حدود ۵ الی ۱۰ دقیقه این اتوبوس سواری طول می کشه )...و اگر راننده حواسش نباشه و دم در ایستگاه دانشکده مدیریت نیش ترمز نزنه باید بری دانشکده مهندسی  که سه تا کوه اونورتره و دوباره سوار سرویس بشی یه کوه برگردی عقب!!!!

بالاخره بعد از نیم ساعت حرکت مارپیچی بین کوههای حصارک و پرس و جو رسیدم به ساختمان آموزش و اتاقی که گروه نامیده می شد!!!

گروه تعطیل بود و مسول آموزش هم بدن اینکه حتی سرش رو از روی برگه های روی میزش بلند کنه گفت : باهاتون تماس می گیریم بفرمایید!!!

و البته خیلی باید ساده باشی که انتظاری بیش از این از دانشگاهی که حالا دیگه فقط پشت یه کوه نیست و بلکه دو تا کوه دیگه رو هم پشت سر گذاشته ...داشته باشی!!!

مجموعا این بازدید از دانشکده شد ۵ دقیقه!!!

سوار سرویس شدم تا برگردم به پشت کوه اول و ... که یکی از همکلاسی هام سوار اتوبوس شده... یا الله....

سلام و احوال پرسی...

(دیدن یه همکلاسی که باهات قهر هم نیست!!! در این لحظات مبهم!!!خدایا شکرت!)

بهش گفتم که برای اطلاع از تاریخ امتحان جامع اومدم.ایشون هم اومده بود تا وضع شماره دانشجویی و امتحان تافل من و خودش  و  دو تا از بچه های آموزش عالی رو مشخص کنه...- قضیه اش مفصله ...

والبته قسمت قابل توجهی از کار پایان نامه اش رو جلو برده بود.جالب بود برام...قبل از امتحان جامع... کدوم استاد می تونسته بهش جواب سلام بده... که یک مرتبه یادم اومد چه خبره!!! یکی از اساتیدی که حسابی حرفش برو داشت و خلاصه... استاد راهنماش بود.قبل از تایید موضوع داشت رو ادبیاتش کار می کرد...خوب معلوم بود که موضوع تایید شده است و مشکلی وجود نداره که داره کار می کنه...

یاد دوره ارشد خودم افتادم.یک عالمه از کار ادبیات تحقیقم رو قبل از تایید موضوع انجام داده بودم چون مدیر گروهم راهنما م هم بود !!!

این دوره دیگه عمرا حاضر بشم با این عزیزان کار کنم !!!

ریشم هم هیچ جایی گرو نیست ...  نگذارن کارم رو بکنم انصراف می دم !!!

به همین سادگی...

نوشته شده در سه شنبه 29 آبان 1386 و ساعت 03:11 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -



¯ شما درستون رو بخونید!

یکشنبه 20 آبان 1386

امتحان جامع  قرار بود دوهفته دیگه برگزار بشه.سوم و چهارم آذر. یک مرتبه اعلام فرمودند امتحان جامع در یک تاریخ نامعلوم در دیماه برگزار میشه...

چرا ؟؟!!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گروه در جریانه؟

نه..........

ما چه کار کنیم؟

شما درستون رو بخونید!

؟!؟!؟!؟!؟!؟!

نوشته شده در یکشنبه 20 آبان 1386 و ساعت 10:11 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -